موضوع
شعر دربارهٔ اخلاق
بخشی از این فهرست با قاعدهٔ واژگانی شفاف پیشنهاد شده و هنوز ویراستار بازبینی نکرده است؛ این موارد با برچسب «برچسب خودکار، بازبینینشده» مشخص شدهاند و نشانهٔ تأیید معنایی نیستند.
- شعر در این موضوع
- ۲۰۰
- تأییدشدهٔ ویراستار
- ۰
- ۶۱بخش ۴ - الحكایة و التمثیل عطار نیشابوریبود شاهی را غلامی سیمبربرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۶۲بخش ۴ ابوالقاسم فردوسیچو بشنید بهرام کز روزگاربرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۶۳بخش ۴۴ - ترک کردن آن مرد ناصح بعد از مبالغهٔ پند مغرور خرس را جلال الدین محمد مولویآن مسلمان ترک ابله کرد و تفتبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۶۴بخش ۹ - در نصیحت فرزند خود محمد نظامی نظامی گنجویای چارده ساله قرةالعینبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۶۵بخش ۱۱ - سخن پرسیدن موبد از کسری ابوالقاسم فردوسییکی پیر بد پهلوانی سخنبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۶۶بخش ۲ - سخن دقیقی ابوالقاسم فردوسیچو گشتاسپ را داد لهراسپ تختبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۶۷غزل شمارهٔ ۲۳۲ جلال الدین محمد مولویچو عشق را تو ندانی بپرس از شبهابرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۶۸بخش ۳۶ - کشتن بهرام وزیر ظالم را نظامی گنجویچون زمین از گلیم گرد آلودبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۶۹بخش ۴۳ ابوالقاسم فردوسیچنین تا خبرها به ایران رسیدبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۷۰بخش ۱۴ ابوالقاسم فردوسیچو سال اندر آمد به هفتاد و هشتبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۷۱بخش ۱۷۷ - تفسیر گفتن ساحران فرعون را در وقت سیاست با او کی لا ضیر انا الی ربنا منقلبون جلال الدین محمد مولوینعرهٔ لا ضیر بشنید آسمانبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۷۲بخش ۲۹ ابوالقاسم فردوسیچو از کار رومی بپردخت شاهبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۷۳بخش ۲۸ ابوالقاسم فردوسیبر این گونه تا سالیان گشت شصتبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۷۴بخش ۲۲ - مقالت دوم در عدل و نگهداری انصاف نظامی گنجویای مَلِکِ جانوران رای توبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۷۵بخش ۲ ابوالقاسم فردوسیبمرد اندران چند گه فیلقوسبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۷۶بخش ۱۳ ابوالقاسم فردوسیچو رستم برفت از لب هیرمندبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۷۷بخش ۱۱ ابوالقاسم فردوسیچو شب دامن روز اندر کشیدبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۷۸بخش ۱۴۶ - تهدید کردن نوح علیهالسلام مر قوم را کی با من مپیچید کی من روپوشم با خدای میپیچید در میان این بحقیقت ای مخذولان جلال الدین محمد مولویگفت نوح ای سرکشانْ من، من نیمبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۷۹بخش ۵۶ - مقالت نوزدهم در استقبال آخرت نظامی گنجویمجلس خلوت نگر آراستهبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۸۰بخش ۳ - در اشاره به کتب و تألیفات خود فرماید عطار نیشابوریبه اوّل سه کتب تقریر کردمبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۸۱بخش ۱۱۴ - گفتن خلیل مر جبرئیل را علیهماالسلام چون پرسیدش کی الک حاجة خلیل جوابش داد کی اما الیک فلا جلال الدین محمد مولویمن خلیل وقتم و او جبرئیلبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۸۲بخش ۱۶ ابوالقاسم فردوسیگذشت آن شب و بامداد پگاهبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۸۳بخش ۱۳ ابوالقاسم فردوسیچو آمد ز درگاه مهراب شادبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۸۴بخش ۱۰ - نامه کسری به هرمزد ابوالقاسم فردوسیشنیدم کجا کسری شهریاربرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۸۵بخش ۱۶ - شفیع انگیختن خسرو پیران را پیش پدر نظامی گنجویچو خسرو دید کآن خواری بر او رفتبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۸۶بخش ۱۳۱ - درک وجدانی چون اختیار و اضطرار و خشم و اصطبار و سیری و ناهار به جای حس است کی زرد از سرخ بداند و فرق کند و خرد از بزرگ و طلخ از شیرین و مشک از سرگین و درشت از نرم به حس مس و گرم از سرد و سوزان از شیر گرم و تر از خشک و مس دیوار از مس درخت پس منکر وجدانی منکر حس باشد و زیاده که وجدانی از حس ظاهرترست زیرا حس را توان بستن و منع کردن از احساس و بستن راه و مدخل وجدانیات را ممکن نیست و العاقل تکفیه الاشارة جلال الدین محمد مولویدرک وجدانی به جای حس بودبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۸۷بخش ۱ - سرآغاز سعدی شیرازیشنیدم که در وقت نزع روانبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۸۸طهمورث ابوالقاسم فردوسیپسر بد مر او را یکی هوشمندبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۸۹بخش ۷ ابوالقاسم فردوسیبفرمود تا بهمن آمدش پیشبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۹۰قصیدهٔ شمارهٔ ۴۶ - مطلع دوم سعدی شیرازیتو را که گفت که برقع برافکن ای فتانبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
