دل بگسل از جهان که جهان پایدار نیست
واثق مشو به او که به عهد استوار نیست
۱در طبع روزگار وفا و کرم مجوی
کین هر دو مدتی است که در روزگار نیست
۲رو یار خویش باش و مجو یاری از کسی
کاندر دیار خویش بدیدیم یار نیست
۳نومید شو ز هر که توانی و هرچه هست
کامیدهای باطل ما را شمار نیست
۴عطاروار از همه عالم طمع ببر
کاندر زمانه بهتر ازین هیچ کار نیست
۵