در ره عشاق نام و ننگ نیست
عاشقان را آشتی و جنگ نیست
۱عاشقی تردامنی گر تا ابد
دامن معشوقت اندر چنگ نیست
۲ننگ بادت هر دو عالم جاودان
گر دو عالم بر تو بیاو تنگ نیست
۳پیک راه عاشقان دوست را
در زمین و آسمان فرسنگ نیست
۴مرغ دل از آشیانی دیگر است
عقل و جان را سوی او آهنگ نیست
۵ساقیا خون جگر در جام ریز
تا شود پر خون دلی کز سنگ نیست
۶آتش عشق و محبت برفروز
تا بسوزد هر که او یکرنگ نیست
۷کار ما بگذشت از فرهنگ و سنگ
بیدلان عشق را فرهنگ نیست
۸راست ناید نام و ننگ و عاشقی
درد در ده جای نام و ننگ نیست
۹نیست منصور حقیقی چون حسین
هر که او از دار عشق آونگ نیست
۱۰شد چنان عطار فارغ از جهان
کآسمان با همّتش همسنگ نیست
۱۱