غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷ عطار

شاعر
عطار
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

زهی ماه در مهر سرو بلندت

شکر در گدازش ز تشویر قندت

۱

جهان فتنه بگرفت و پر مشک شد هم

چو بگذشت بادی به مشکین کمندت

۲

سر زلف پر بند تو تا بدیدم

به یک دم شدم عاشق بند بندت

۳

گزند تو را قدر و قیمت که داند

بیا تا به جانم رسانی گزندت

۴

برآر از سر کبر گردی ز عالم

که گوگرد سرخ است گرد سمندت

۵

به چه آلتی عشق روی تو بازم

چو جان مست توست و خرد مستمندت

۶

چنان ماه رویی که آئینهٔ تو

به رخ با قمر در غلط او فکندت

۷

چو وجه سپندی ندارم چه سازم

جگر به که سوزم به جای سپندت

۸

مزن بانگ بر من که این است جرمم

که خورشید خواندم به بانگ بلندت

۹

غلط گفتم این زانکه خورشید دایم

رخی همچو زر، می‌رود مستمندت

۱۰

چه سازم که عطار اگر جان به زاری

بسوزد ز عشقت نیاید پسندت

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـندت۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. بلندتقندت
  2. همکمندت
  3. بدیدمبندت
  4. داندگزندت
  5. عالمسمندت
  6. بازممستمندت
  7. توفکندت
  8. سازمسپندت
  9. جرممبلندت
  10. دایممستمندت
  11. زاریپسندت

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۸۵۲ شعر) قرار دارد.