غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۸ عطار

شاعر
عطار
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

عزم خرابات بی‌فنا نتوان کرد

دست به یک درد بی صفا نتوان کرد

۱

چون نه وجود است نه عدم به خرابات

لاجرم این یک از آن جدا نتوان کرد

۲

شاه مباش و گدا مباش که آنجا

هیچ نشان شه و گدا نتوان کرد

۳

گم شدن و بیخودی است راه خرابات

توشهٔ این راه جز فنا نتوان کرد

۴

هر که ز خود محو گشت در بن این دیر

وعدهٔ اثبات او وفا نتوان کرد

۵

سایه که در قرص آفتاب فرو شد

تا به ابد چارهٔ بقا نتوان کرد

۶

لا شو اگر عزم می‌کنی تو به بالا

زانکه چنین عزم جز به لا نتوان کرد

۷

گر قدری عمر بی‌حضور کنی فوت

تا به ابد آن قدر قضا نتوان کرد

۸

خود قدری نیست این قدر که جهان است

ترک جهانی به یک خطا نتوان کرد

۹

گر ز خرابات درد قسم تو آید

تا ابد الابدش دوا نتوان کرد

۱۰

چون به خرابات حاجت تو حضور است

حاجت تو بی میی روا نتوان کرد

۱۱

یار عزیز است خاصه یار خرابات

در حق یاری چنین ریا نتوان کرد

۱۲

هم نفسی دردکش اگر به کف آری

دامن او یک نفس رها نتوان کرد

۱۳

تا که نگردد فرید درد کش دیر

قصه دردی کشان ادا نتوان کرد

۱۴

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نتوان کردقافیه: ـا۱۴ از ۱۴ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. کردکرد
  2. خراباتکرد
  3. آنجاکرد
  4. خراباتکرد
  5. دیرکرد
  6. شدکرد
  7. بالاکرد
  8. فوتکرد
  9. استکرد
  10. آیدکرد
  11. استکرد
  12. خراباتکرد
  13. آریکرد
  14. دیرکرد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۸۵۲ شعر) قرار دارد.