سر مستی ما مردم هشیار ندانند
انکار کنان شیوهٔ این کار ندانند
۱در صومعه سجاده نشینان مجازی
سوز دل آلودهٔ خمار ندانند
۲آنان که بماندند پس پردهٔ پندار
احوال سراپردهٔ اسرار ندانند
۳یاران که شبی فرقت یاران نکشیدند
اندوه شبان من بییار ندانند
۴بی یار چو گویم بودم روی به دیوار
تا مدعیان از پس دیوار ندانند
۵سوز جگر بلبل و دلتنگی غنچه
بر طرف چمن جز گل و گلزار ندانند
۶جمعی که بدین درد گرفتار نگشتند
درمان دل خستهٔ عطار ندانند
۷