غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۹ عطار

شاعر
عطار
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

دلبرم رخ‌گشاده می‌آید

تاب در زلف داده می‌آید

۱

در دل سنگ لعل می‌بندد

کو چنین لب‌گشاده می‌آید

۲

شهسوار سپهر از پی او

می‌رود کو پیاده می‌آید

۳

زلف بر هم فکنده می‌گذرد

خلق بر هم فتاده می‌آید

۴

ای عجب چشم اوست مست و خراب

وز لبش بوی باده می‌آید

۵

پیش سرسبزی خطش چو قلم

عقل کل بر چکاده می‌آید

۶

ماه سر درفکنده می‌گذرد

چرخ بر سر ستاده می‌آید

۷

آفتابی که سرکش است چو تیغ

بر خطش سر نهاده می‌آید

۸

در صفاتش ز بحر جان فرید

گهر پاک‌زاده می‌آید

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می‌آیدقافیه: ـاده۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • با حروف قافیهٔ منبع هم‌خوان نیست

پایان مصرع‌ها

  1. می‌آیدمی‌آید
  2. می‌بنددمی‌آید
  3. اومی‌آید
  4. می‌گذردمی‌آید
  5. خرابمی‌آید
  6. قلممی‌آید
  7. می‌گذردمی‌آید
  8. تیغمی‌آید
  9. فریدمی‌آید

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۸۵۲ شعر) قرار دارد.