غزلیاتغزل شمارهٔ ۳۶۹ عطارشاعرعطارمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنفعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریرخ ز زیر نقاب بنمایدهمه عالم خراب بنماید۱گوشمالی که هیچکس ننمودبه مه و آفتاب بنماید۲اختران را که ره دو اسبه روندهمچو خر در خلاب بنماید۳کرهٔ گل ز راه برگیردنیل گردون سراب بنماید۴صد هزاران هزار نقش عجببرتر از خاک و آب بنماید۵هرکجا در دو کون بیداری استهمه را مست خواب بنماید۶جملهٔ حلقهای مردان راسر زلفش طناب بنماید۷هر سر مو ز زلف سرکش اوعالمی انقلاب بنماید۸مشکلی را که حل نشد هرگزغمزهٔ او جواب بنماید۹جان عطار را ز یک تف عشقهمچو شمع مذاب بنماید۱۰