گر مرد نام و ننگی از کوی ما گذر کن
ما ننگ خاص و عامیم از ننگ ما حذر کن
۱سرگشتگان عشقیم نه دل نه دین نه دنیا
گر راه بین راهی در حال ما نظر کن
۲تا کی نهفته داری در زیر دلق زنار
تا کی ز زرق و دعوی، شو خلق را خبر کن
۳ای مدعی زاهد غره به طاعت خود
گر سر عشق خواهی دعوی ز سر بدر کن
۴در نفس سرنگون شو گر میشوی کنون شو
واز آب و گل برون شو در جان و دل سفر کن
۵جوهرشناس دین شو مرد ره یقین شو
بنیاد جان و دل را از عشق معتبر کن
۶از رهبر الهی عطار یافت شاهی
پس گر تو مرد راهی تدبیر راهبر کن
۷