ای یک کرشمه تو غارتگر جهانی
دشنام تو خریده ارزان خران به جانی
۱آشفتهٔ رخ تو هرجا که ماهرویی
دلدادهٔ لب تو هر جا که دلستانی
۲گر از دهان تنگت بوسی به من فرستی
جانهای تنگ بسته برهم نهم جهانی
۳تو خود دهان نداری چون بوسه خواهم از تو
هرگز برون نگنجد بوس از چنین دهانی
۴چون تو میان نداری من با کنار رفتم
چون دست درکش آرد کس با چنان میانی
۵تو یوسفی و هر دم زلف تو از نسیمی
کرده روان به کنعان از مشک کاروانی
۶دیری است تا دل من از درد توست سوزان
آخر دلت نسوزد بر درد من زمانی
۷گفتی بخواه چیزی کان سودمندت آید
کز سود کردن تو نبود مرا زیانی
۸وقت بهار خواهم در نور شمع رویت
من کرده در رخ تو هر لحظه گلفشانی
۹عطار اگرت بیند یک شب چنان که گفتم
صد جان تازه یابد آنگاه هر زمانی
۱۰