پادشاهی اشکانیان فردوسی
این بخش از «شاهنامه» فردوسی است و ۲۱ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۲۱).
- مورد منتشرشده
- ۲۱
- صفحه
- ۲
ترتیب: صعودی · نزولی
جهان این بخش
شخصیتها
- سام پهلوانی و افسانهای
پهلوانی زابلی و پدر زال. از بهدنیا آمدن پسرش با موی سپید ناخشنود شد و او را در دامنهٔ البرز رها کرد؛ بعدها در بارگاه منوچهر جایگاهی بلند دارد.
- زال پهلوانی و افسانهای
نامهای دیگر: دستان، زال زر
پسر سام و پدر رستم. با موی سپید به دنیا آمد و سیمرغ او را در آشیانهاش پرورد؛ بعد بر زابلستان فرمان راند و با رودابه پیوند بست.
- رودابه پهلوانی و افسانهای
همسر زال و مادر رستم. در سختیِ زایمانش به راهنمایی سیمرغ موبدی بر بالینش آمد و رستم به شیوهای شگفت از مادر جدا شد، بی آنکه مادر بمیرد.
- رستم پهلوانی و افسانهای · شخصیت اصلی
نامهای دیگر: تهمتن، رستم دستان، پیلتن
نامآورترین پهلوان شاهنامه و فرزند زال و رودابه. اسبش رخش است و از ماجراهای مشهورش هفتخان، نبرد با سهراب و نبرد با اسفندیار را میشمارند.
- تهمینه پهلوانی و افسانهای
دختر شاه سمنگان، همسر رستم و مادر سهراب. شبی که رستم میهمان سمنگان بود، خود به بالین او رفت و از او فرزندی خواست.
- سهراب پهلوانی و افسانهای
پسر رستم و تهمینه که در سمنگان به دنیا آمد. نبردی میان او و رستم از رویدادهای نامآور زندگی رستم شمرده میشود.
- کیکاووس پهلوانی و افسانهای
نامهای دیگر: کاووس
شاه کیانی و پدر سیاوش. رستم او را از بند شاه هاماوران رهانید و سیاوش را هم برای آموزش به رستم سپرد.
- سیاوش پهلوانی و افسانهای
نامهای دیگر: سیاووش
فرزند کیکاووس و پدر کیخسرو. سالها نزد رستم در زابلستان پرورش یافت و در شاهنامه چهرهای پاکدل و بیگناه دارد.
- افراسیاب پهلوانی و افسانهای
شاه اسطورهای توران و پسر پشنگ. در داستانهای رستم و سیاوش حریف ایرانیان است و سرانجام به دست کیخسرو کشته میشود.
- گشتاسپ پهلوانی و افسانهای
نامهای دیگر: کیگشتاسپ
شاه کیانی، پسر لهراسپ و پدر اسفندیار. یکی از بخشهای شاهنامه به پادشاهی او نام گرفته است.
- اسفندیار پهلوانی و افسانهای
نامهای دیگر: اسپندیار
شاهزادهٔ کیانی و پسر گشتاسپ. بیش از هر چیز به نبرد سوگانگیزش با رستم شناخته میشود که در آن کشته میشود.
- سیمرغ اسطورهای
پرندهای اسطورهای که زال را پرورد و در سراسر زندگی یار او و پسرش رستم بود.
- ۱بخش ۱کنون پادشاه جهان را ستایبه رزم و به بزم و به دانش گرایخواندن شعر ‹
- ۲بخش ۲کنون ای سراینده فرتوت مردسوی گاه اشکانیان بازگردخواندن شعر ‹
- ۳بخش ۳چو دارا به رزم اندرون کشته شدهمه دوده را روز برگشته شدخواندن شعر ‹
- ۴بخش ۴چو نه ماه بگذشت بر ماهچهریکی کودک آمد چو تابنده مهرخواندن شعر ‹
- ۵بخش ۵چو آمد به نزدیکی بارگاهبگفتند با شاه زان بارخواهخواندن شعر ‹
- ۶بخش ۶یکی کاخ بود اردوان را بلندبه کاخ اندرون بندهای ارجمندخواندن شعر ‹
- ۷بخش ۷چو شد روی کشور به کردار قیرکنیزک بیامد بر اردشیرخواندن شعر ‹
- ۸بخش ۸چنان بد که بیماه روی اردواننبودی شب و روز روشنروانخواندن شعر ‹
- ۹بخش ۹چو شب روز شد بامداد پگاهبفرمود تا بازگردد سپاهخواندن شعر ‹
- ۱۰بخش ۱۰وزین سو به دریا رسید اردشیربه یزدان چنین گفت کای دستگیرخواندن شعر ‹
- ۱۱بخش ۱۱یکی نامور بود نامش سباکابا آلت و لشکر و رای پاکخواندن شعر ‹
- ۱۲بخش ۱۲چو آگاهی آمد سوی اردواندلش گشت پربیم و تیرهروانخواندن شعر ‹
- ۱۳بخش ۱۳سپاهی ز اصطخر بیمر ببردبشد ساخته تا کند رزم کردخواندن شعر ‹
- ۱۴بخش ۱۴چو خورشید شد زرد لشکر براندکسی را که نابردنی بد بماندخواندن شعر ‹
- ۱۵بخش ۱۵ببین این شگفتی که دهقان چه گفتبدانگه که بگشاد راز از نهفتخواندن شعر ‹
- ۱۶بخش ۱۶ز شهر کجاران برآمد نفیربرفتند با نیزه و تیغ و تیرخواندن شعر ‹
