این پرده کاسمان جلال آستان اوست
ابری است کافتاب شرف در عنان اوست
۱این ابر بین که معتکف اوست آفتاب
وین آفتاب کابر کرم سایبان اوست
۲این پرده گرنه صحن بهشت است پس چرا
رضوان مجاور حرم روضه سان اوست
۳این پرده گرنه بحر محیط است پس چرا
اصداف ملک را گهر اندر نهان اوست
۴این پرده گرنه عرش مجید است پس چرا
ارواح قدس را قدم اندر میان اوست
۵این پرده گرنه چرخ رفیع است پس چرا
سعد السعود را شرف اندر قران اوست
۶این پرده گرنه صخرهٔ کعبه است پس چرا
لبهای عرشیان همه بوسه ستان اوست
۷برجیس موسوی کف و کیوان طور حلم
هارون آستانهٔ گردون مکان اوست
۸خورشید کرد میل زمین بوس او ازآنک
سایهاش هزار میل بر از آسمان اوست
۹خط امان ستانهش و لبهای خسروان
العبد بر نوشته به خط امان اوست
۱۰در صف و سجده از قد و پیشانی ملوک
نون و القلم رقم زده بر آستان اوست
۱۱خاک درش ز چشم و لب میر زادگان
لاله ستان جنت و عبهرستان اوست
۱۲ناهید زخمه زن گه چوبک زدن به شب
چابک زن خراجی چوبک زنان اوست
۱۳خورشید روم پرور و ماه حبش نگار
سایه نشین ساحت طوبی نشان اوست
۱۴تا روز و شب دو خادم رومی و نوبیاند
هر یک به صدق عنبر جان بر میان اوست
۱۵شاگرد خادمان در اوست روزگار
کاستاد بحر دست جواهر فشان اوست
۱۶شروان به عز شاه ز بغداد درگذشت
تا شاهزاده صفوة دین بانوان اوست
۱۷بانوی شرق و غرب که چون خوان نهد به بزم
عنقا مگس مثال، طفیلی خوان اوست
۱۸هست آسیه به زهد و زلیخا به ملک از آنک
تسلیم مصر و قاهره بر قهرمان اوست
۱۹باز سپید دولت و شیر سیاه ملک
کاین پرده هم نشیمن و هم نیستان اوست
۲۰این پرده سد دولت و خاقان سکندر است
اسکندر دوم که دوم سد از آن اوست
۲۱بلقیس بانوان و سلیمان شه اخستان
کز عدل و دین مبشر مهدی زمان اوست
۲۲جمشید پیل تن نه که خورشید نیل کف
کافلاک تنگ مرکب انجم توان اوست
۲۳در رزم یازده رخ و با دهر ده دله
تا نه سپهر و هشت جنان هفت خوان اوست
۲۴ز آن تیغ کو بنفشتر است از پر مگس
منقار کرکسان فلک میهمان اوست
۲۵گرچه به خاندانش سلاطین شرف کنند
این بانوی جهان شرف خاندان اوست
۲۶زیبد منیژه خادمهٔ بانوان چنانک
افراسیاب نیزهکش اخستان اوست
۲۷بر دست راست و چپ ملکان مادح ویند
خاقانی از زبان ملک مدح خوان اوست
۲۸پار آن قصیده گفت که تعویذ عقل بود
و امسال این قصیده که هم حرز جان اوست
۲۹گر مدح بانوان ز پی سیم و زر کند
زنار کفر خوک خوران طیلسان اوست
۳۰ور جز بقای بانو و شاه است کام او
پس داستان سگ صفتان داستان اوست
۳۱وردی است بر زبان همه کس را به صبح و شام
وز مدح بانوان همه ورد زبان اوست
۳۲یارب به تازگی شرف جاودانش ده
کاسلام تازه از شرف جاودان اوست
۳۳امیدوار باد به بخت ملک چنانک
کامید چرخ پیر به بخت جوان اوست
۳۴او سال را به دولت و تایید ضامن است
نوروز تازه روی ز روی ضمان اوست
۳۵