بخش
دفتر پنجم مولانا
این بخش از «مثنوی معنوی» مولانا است و ۱۷۸ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۱۷۸).
- مورد منتشرشده
- ۱۷۸
- صفحه
- ۱۲
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱۷بخش ۱۷ - تمثیل روشهای مختلف و همتهای گوناگون به اختلاف تحری متحریان در وقت نماز قبله را در وقت تاریکی و تحری غواصان در قعر بحرهمچو قومی که تحری میکنندبر خیال قبله سویی میتنندخواندن شعر ‹
- ۱۸بخش ۱۸ - تفسیر یا حسرة علی العباداو همی گوید که از اشکال توغره گشتم دیر دیدم حال توخواندن شعر ‹
- ۱۹بخش ۱۹ - سبب آنک فرجی را نام فرجی نهادند از اولصوفیی بدرید جبه در حرجپیشش آمد بعد بدریدن فرجخواندن شعر ‹
- ۲۰بخش ۲۰ - صفت طاوس و طبع او و سبب کشتن ابراهیم علیهالسلام او راآمدیم اکنون به طاوس دورنگکو کند جلوه برای نام و ننگخواندن شعر ‹
- ۲۱بخش ۲۱ - در بیان آنک لطف حق را همه کس داند و قهر حق را همه کس داند و همه از قهر حق گریزانند و به لطف حق در آویزان اما حق تعالی قهرها را در لطف پنهان کرد و لطفها را در قهر پنهان کرد نعل بازگونه و تلبیس و مکر الله بود تا اهل تمیز و ینظر به نور الله از حالیبینان و ظاهربینان جدا شوند کی لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاًگفت درویشی به درویشی که توچون بدیدی حضرت حق را بگوخواندن شعر ‹
- ۲۲بخش ۲۲ - تفاوت عقول در اصل فطرت خلاف معتزله کی ایشان گویند در اصل عقول جزوی برابرند این افزونی و تفاوت از تعلم است و ریاضت و تجربهاین تفاوت عقلها را نیک داندر مراتب از زمین تا آسمانخواندن شعر ‹
- ۲۳بخش ۲۳ - حکایت آن اعرابی کی سگ او از گرسنگی میمرد و انبان او پر نان و بر سگ نوحه میکرد و شعر میگفت و میگریست و سر و رو میزد و دریغش میآمد لقمهای از انبان به سگ دادنآن سگی میمرد و گریان آن عرباشک میبارید و میگفت ای کربخواندن شعر ‹
- ۲۴بخش ۲۴ - در بیان آنک هیچ چشم بدی آدمی را چنان مهلک نیست کی چشم پسند خویشتن مگر کی چشم او مبدل شده باشد به نور حق که بی یسمع و بی یبصر و خویشتن او بیخویشتن شدهپر طاوست مبین و پای بینتا که سؤ العین نگشاید کمینخواندن شعر ‹
- ۲۵بخش ۲۵ - تفسیر وَ إِنْ یَکادُ الَّذینَ کَفَروا لَیُزْلِقونَکَ بِأَبْصارِهِمْ الایهیا رسولالله در آن نادی کسانمیزنند از چشم بد بر کرکسانخواندن شعر ‹
- ۲۶بخش ۲۶ - قصهٔ آن حکیم کی دید طاوسی را کی پر زیبای خود را میکند به منقار و میانداخت و تن خود را کل و زشت میکرد از تعجب پرسید کی دریغت نمیآید گفت میآید اما پیش من جان از پر عزیزتر است و این پر عدوی جان منستپر خود میکند طاوسی به دشتیک حکیمی رفته بود آنجا بگشتخواندن شعر ‹
- ۲۷بخش ۲۷ - در بیان آنک صفا و سادگی نفس مطمنه از فکرتها مشوش شود چنانک بر روی آینه چیزی نویسی یا نقش کنی اگر چه پاک کنی داغی بماند و نقصانیروی نفس مطمئنه در جسدزخم ناخنهای فکرت میکشدخواندن شعر ‹
- ۲۸بخش ۲۸ - در بیان قول رسول علیهالسلام لا رهبانیة فیالاسلامبَرمَکن پر را و دل برکن ازوزانک شرط این جهاد آمد عدوخواندن شعر ‹
- ۲۹بخش ۲۹ - در بیان آنک ثواب عمل عاشق از حق هم حق استعاشقان را شادمانی و غم اوستدستمزد و اجرت خدمت هم اوستخواندن شعر ‹
- ۳۰بخش ۳۰ - در تفسیر قول رسول علیهالسلام ما مات من مات الا و تمنی ان یموت قبل ما مات ان کان برا لیکون الی وصول البر اعجل و ان کان فاجرا لیقل فجورهزین بفرمودست آن آگه رسولکه هر آنک مرد و کرد از تن نزولخواندن شعر ‹
- ۳۱بخش ۳۱ - در بیان آنک عقل و روح در آب و گل محبوساند همچون هاروت و ماروت در چاه بابلهمچو هاروت و چو ماروت آن دو پاکبستهاند اینجا به چاه سهمناکخواندن شعر ‹
- ۳۲بخش ۳۲ - جواب گفتن طاوس آن سایل راچون ز گریه فارغ آمد گفت روکه تو رنگ و بوی را هستی گروخواندن شعر ‹
