بخش
دفتر پنجم مولانا
این بخش از «مثنوی معنوی» مولانا است و ۱۷۸ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۱۷۸).
- مورد منتشرشده
- ۱۷۸
- صفحه
- ۱۲
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۹۷بخش ۹۷ - جواب گفتن خر روباه راگفت از ضعف توکل باشد آنورنه بدهد نان کسی که داد جانخواندن شعر ‹
- ۹۸بخش ۹۸ - جواب گفتن روبه خر راگفت روبه آن توکل نادرستکم کسی اندر توکل ماهرستخواندن شعر ‹
- ۹۹بخش ۹۹ - جواب گفتن خر روباه راگفت این معکوس میگویی بدانشور و شر از طمع آید سوی جانخواندن شعر ‹
- ۱۰۰بخش ۱۰۰ - در تقریر معنی توکل حکایت آن زاهد کی توکل را امتحان میکرد از میان اسباب و شهر برون آمد و از قوارع و رهگذر خلق دور شد و ببن کوهی مهجوری مفقودی در غایت گرسنگی سر بر سر سنگی نهاد و خفت و با خود گفت توکل کردم بر سببسازی و رزاقی تو و از اسباب منقطع شدم تا ببینم سببیت توکل راآن یکی زاهد شنود از مصطفیکه یقین آید به جان رزق از خداخواندن شعر ‹
- ۱۰۱بخش ۱۰۱ - جواب دادن روبه خر را و تحریض کردن او خر را بر کسبگفت روبه این حکایت را بهلدستها بر کسب زن جهد المقلخواندن شعر ‹
- ۱۰۲بخش ۱۰۲ - جواب گفتن خر روباه را کی توکل بهترین کسبهاست کی هر کسبی محتاجست به توکل کی ای خدا این کار مرا راست آر و دعا متضمن توکلست و توکل کسبی است کی به هیچ کسبی دیگر محتاج نیست الی آخرهگفت من به از توکل بر ربیمیندانم در دو عالم مکسبیخواندن شعر ‹
- ۱۰۳بخش ۱۰۳ - مثل آوردن اشتر در بیان آنک در مخبر دولتی فر و اثر آن چون نبینی جای متهم داشتن باشد کی او مقلدست در آنآن یکی پرسید اشتر را که هیاز کجا میآیی ای اقبال پیخواندن شعر ‹
- ۱۰۴بخش ۱۰۴ - فرق میان دعوت شیخ کامل واصل و میان سخن ناقصان فاضل فضل تحصیلی بر بستهشیخ نورانی ز ره آگه کندبا سخن هم نور را همره کندخواندن شعر ‹
- ۱۰۵بخش ۱۰۵ - حکایت آن مخنث و پرسیدن لوطی ازو در حالت لواطه کی این خنجر از بهر چیست گفت از برای آنک هر کی با من بد اندیشد اشکمش بشکافم لوطی بر سر او آمد شد میکرد و میگفت الحمدلله کی من بد نمیاندیشم با تو «بیت من بیت نیست اقلیمست هزل من هزل نیست تعلیمست» ان الله لایستحیی ان یضرب مثلا ما بعوضة فما فوقها ای فما فوقها فی تغییر النفوس بالانکار ان ما ذا اراد الله بهذا مثلا و آنگه جواب میفرماید کی این خواستم یضل به کثیرا و یهدی به کثیرا کی هر فتنهای همچون میزانست بسیاران ازو سرخرو شوند و بسیاران بیمراد شوند و لو تاملت فیه قلیلا وجدت من نتایجه الشریفة کثیراکندهای را لوطیی در خانه بردسرنگون افکندش و در وی فشردخواندن شعر ‹
- ۱۰۶بخش ۱۰۶ - غالب شدن حیلهٔ روباه بر استعصام و تعفف خر و کشیدن روبه خر را سوی شیر به بیشهروبه اندر حیله پای خود فشردریش خر بگرفت و آن خر را ببردخواندن شعر ‹
- ۱۰۷بخش ۱۰۷ - حکایت آن شخص کی از ترس خویشتن را در خانهای انداخت رخ زرد چون زعفران لبها کبود چون نیل دست لرزان چون برگ درخت خداوند خانه پرسید کی خیرست چه واقعه است گفت بیرون خر میگیرند به سخره گفت مبارک خر میگیرند تو خر نیستی چه میترسی گفت خر به جد میگیرند تمییز برخاسته است امروز ترسم کی مرا خر گیرندآن یکی در خانهای در میگریختزرد رو و لب کبود و رنگ ریختخواندن شعر ‹
- ۱۰۸بخش ۱۰۸ - بردن روبه خر را پیش شیر و جستن خر از شیر و عتاب کردن روباه با شیر کی هنوز خر دور بود تعجیل کردی و عذر گفتن شیر و لابه کردن روبه را شیر کی برو بار دگرش به فریبچونک بر کوهش بسوی مرج بردتا کند شیرش به حمله خرد و مردخواندن شعر ‹
- ۱۰۹بخش ۱۰۹ - در بیان آنک نقض عهد و توبه موجب بلا بود بلک موجب مسخ است چنانک در حق اصحاب سبت و در حق اصحاب مایدهٔ عیسی و جعل منهم القردة و الخنازیر و اندرین امت مسخ دل باشد و به قیامت تن را صورت دل دهند نعوذ باللهنقض میثاق و شکست توبههاموجب لعنت شود در انتهاخواندن شعر ‹
- ۱۱۰بخش ۱۱۰ - دوم بار آمدن روبه بر این خر گریخته تا باز بفریبدشپس بیامد زود روبه سوی خرگفت خر از چون تو یاری الحذرخواندن شعر ‹
- ۱۱۱بخش ۱۱۱ - جواب گفتن خر روباه راگفت رو رو هین ز پیشم ای عدوتا نبینم روی تو ای زشتروخواندن شعر ‹
- ۱۱۲بخش ۱۱۲ - جواب گفتن روبه خر راگفت روبه صاف ما را درد نیستلیک تخییلات وهمی خورد نیستخواندن شعر ‹
