جستوجو در اشعار
«ردیف» واژه(های) تکرارشده در پایان مصرعهاست و «قافیه» همخوانیِ پیش از آن. نتایج حاصل از تحلیل رایانهٔ متن است و پیشنهادی شمرده میشود، نه حکم عروضی.
پالایش بر پایهٔ قالب و اثر
۱۳۸ شعر برای «ورم»
این پایان در شعر کدام شاعران آمده است؟
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲ عطار نیشابورینتیجهٔ پیشنهادی
تیغی که ذوالفقار من آمد به پیش خصم
آن تیغ گوهری است زبان سخنورم
- غزل شمارهٔ ۱۷۱۴ صائبنتیجهٔ پیشنهادی
همین نجابت ذاتی است آنچه محترم است
بزرگیی که بود عارضی کم از ورم است
چرا فقط «پیشنهادی»؟
- پایانِ مشترک فقط یک حرف است
- غزل شمارهٔ ۵۷۰ عطار نیشابورینتیجهٔ پیشنهادی
رفت وجودم به عدم چون کنم
هیچ شدم هیچ نیم چون کنم
چرا فقط «پیشنهادی»؟
- پایانِ مشترک فقط یک حرف است
- شمارهٔ ۴۰ - هجو اسب ایرج میرزانتیجهٔ پیشنهادی
فرمانروای شرق که عمرش دراز باد
میخواست زحمت من درویش کم کند
چرا فقط «پیشنهادی»؟
- پایانِ مشترک فقط یک حرف است
- مصرع نخست مطلع در الگو نمیگنجد
- غزل شمارهٔ ۲۲۵ بیدل دهلوینتیجهٔ پیشنهادی
صورتِ وهمِ به هستی متهم، داریم ما
چون حباب آیینه بر طاق عدم داریم ما
چرا فقط «پیشنهادی»؟
- پایانِ مشترک فقط یک حرف است
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۸ بیدل دهلوینتیجهٔ پیشنهادی
تقلید از چه علم به لافم علمکند
طوطی نیامکه آینه بر من ستمکند
چرا فقط «پیشنهادی»؟
- پایانِ مشترک فقط یک حرف است
- ردیف با نیمفاصله به واژه چسبیده است؛ ممکن است جزئی از خود واژه باشد
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۰ بیدل دهلوینتیجهٔ پیشنهادی
غبار ره شو و سرکوب صد حشم برخیز
شه قلمرو فقری به این علم برخیز
چرا فقط «پیشنهادی»؟
- پایانِ مشترک فقط یک حرف است
- شمارهٔ ۵۰ - در حکمت خاقانی شروانینتیجهٔ پیشنهادی
ای فتی فتوی غدرت ندهم
کافت غدر هلاک امم است
چرا فقط «پیشنهادی»؟
- پایانِ مشترک فقط یک حرف است
- مصرع نخست مطلع در الگو نمیگنجد
- رباعی شمارهٔ ۱۱۲۰ جلال الدین محمد مولوینتیجهٔ پیشنهادی
از بسکه به نزدیک توام من دورم
وز غایت آمیزش تو مهجورم
چرا فقط «پیشنهادی»؟
- شمار مصرعهای بررسیشده کم است
- رباعی شمارهٔ ۱۲۱۰ جلال الدین محمد مولوینتیجهٔ پیشنهادی
چون میدانی که از نکوئی دورم
گر بگریزم ز نیکوان معذورم
چرا فقط «پیشنهادی»؟
- شمار مصرعهای بررسیشده کم است
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۰ جلال الدین محمد مولوینتیجهٔ پیشنهادی
بشکسته سر خلقی سر بسته که رنجورم
برده ز فلک خرقه آورده که من عورم
- غزل شمارهٔ ۱۵۶۴ جلال الدین محمد مولوینتیجهٔ پیشنهادی
روزی که گذر کنی به گورم
یاد آور از این نفیر و شورم
