جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۱٬۰۰۴ از ۱٬۱۳۷
- بخش ۳۲ - نمودار شدن درویش سودانی اقبال لاهوریبوی خوش از گلشن جنت رسیدروح آن درویش مصر آمد پدید
- حکایت شمارهٔ ۳ سعدی شیرازیپدر بخندید و ارکانِ دولت پسندیدند و برادران بهجان برنجیدند.
- حکایت شمارهٔ ۵ سعدی شیرازیچندان که از نظرِ درویشان غایب شد به بُرجی بر رفت و دُرجی بدزدید. تا روز روشن شد آن تاریک، مبلغی راه رفته بود و رفیقانِ بیگناه خفته. بامدادان همه را به قلعه درآوردند و بزدند و به زندان کردند. از آن تاریخ ترکِ صحبت گفتیم …
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱ - در ستایش حضرت رسول (ص) سعدی شیرازیدلت را دیدهها بردوز تا عین الیقین گرددتنت را زخمها برگیر تا کنز الحکم گردد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸ - در ستایش علاء الدین عطاملک جوینی صاحب دیوان سعدی شیرازیکدام باغ به دیدار دوستان ماندکسی بهشت نگوید به بوستان ماند
- حکایت شمارهٔ ۲۰ سعدی شیرازیتا شبی به مَجْمَعِ قومی برسیدم که در میان مطربی دیدم؛
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ - در ستایش شمسالدین حسین علکانی سعدی شیرازیچارهای نیست به جز دیدن و حسرت خوردنچشم حاسد که نخواهد که ببیند محسود
- قصیدهٔ شمارهٔ ۵۱ - پند سعدی شیرازیبس جهان دیده این درخت قدیمکه تو پیچان برو چو لبلابی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۵۲ - پند و اندرز سعدی شیرازیبُخورِ مجلسش از نالههای دودآمیزعقیقِ زیورش از دیدههای خونپالای
- قصیدهٔ شمارهٔ ۶۰ - تنبیه و موعظت سعدی شیرازیزمان رفته نخواهد به گریه بازآمدنه آب دیده، که گر خون دل بپالایی
- بخش ۲۹ - حکایت سعدی شیرازیتو در وی همان عیب دیدی که هستز چندان هنر، چشم عقلت ببست؟
- در مرثیهٔ ابوبکر سعد بن زنگی سعدی شیرازیدگر شکوفه نخندد به باغ فیروزیکه خون همی رود از دیدههای اشجارش
