جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱٬۲۷۴ نتیجه برای «جز» با فیلتر مولانا · صفحهٔ ۱۰۱ از ۱۰۷
- بخش ۱۹۸ - تمثیل گریختن مؤمن و بیصبری او در بلا به اضطراب و بیقراری نخود و دیگر حوایج در جوش دیگ و بر دویدن تا بیرون جهند جلال الدین محمد مولویجزو شید و ابر و انجمها بدینفس و فعل و قول و فکرتها شدی
- بخش ۱۵۴ - به عیادت رفتن کر بر همسایهٔ رنجور خویش جلال الدین محمد مولویکظم غیظ اینست آن را قی مکنتا بیابی در جزا شیرین سُخن
- بخش ۷۰ - پا واپس کشیدن خرگوش از شیر چون نزدیک چاه رسید جلال الدین محمد مولویاین خود اجزا اند کُلّیّات ازوزرد کرده رنگ و فاسد کرده بو
- فصل پنجاه و ششم - اکملالدّین گفت مولانا را عاشقم جلال الدین محمد مولوی… این سخن بسیار چیزهاست از عقل و دماغ و لب و دهان و کام و زبان و جمله اجزای تن که رییسان تناند و ارکان و طبایع و افلاک و صدهزار اسباب که عالم به آن قایم است تا برسی به عالم صفات و آنگه ذات، و با این همه این معانی در سخن …
- بخش ۱۶۰ - وصف ضعیف دلی و سستی صوفی سایه پرورد مجاهده ناکرده درد و داغ عشق ناچشیده به سجده و دستبوس عام و به حرمت نظر کردن و بانگشت نمودن ایشان کی امروز در زمانه صوفی اوست غره شده و بوهم بیمار شده همچون آن معلم کی کودکان گفتند کی رنجوری و با این وهم کی من مجاهدم مرا درین ره پهلوان میدانند با غازیان به غزا رفته کی به ظاهر نیز هنر بنمایم در جهاد اکبر مستثناام جهاد اصغر خود پیش من چه محل دارد خیال شیر دیده و دلیریها کرده و مست این دلیری شده و روی به بیشه نهاده به قصد شیر و شیر به زبان حال گفته کی کلا سوف تعلمون ثم کلا سوف تعلمون جلال الدین محمد مولویای شده عاجز ز تلی کیش توصد هزاران کوهها در پیش تو
- بخش ۲ - قصهٔ خورندگان پیلبچه از حرص و ترک نصیحت ناصح جلال الدین محمد مولویپشتدارِ جمله عصمتهای منگوییا هستند خود، اجزای من
- بخش ۱۳۳ - حکایت آن زن پلیدکار کی شوهر را گفت کی آن خیالات از سر امرودبُن مینماید ترا کی چنینها نماید چشم آدمی را سر آن امرودبن از سر امرودبن فرود آی تا آن خیالها برود و اگر کسی گوید کی آنچ آن مرد میدید خیال نبود و جواب این مثالیست نه مثل در مثال همین قدر بس بود کی اگر بر سر امرودبن نرفتی هرگز آنها ندیدی خواه خیال خواه حقیقت جلال الدین محمد مولویگفت بنما جزو جزو از فوق و پستآنچنان که پیش تو آن جزو هست
- بخش ۱۴۱ - کبودی زدن قزوینی بر شانهگاه صورت شیر و پشیمان شدن او به سبب زخم سوزن جلال الدین محمد مولویخار جمله لطف چون گل میشودپیش جزوی کو سوی کل میرود
- بخش ۱۱ - مدافعهٔ امرا آن حجت را به شبههٔ جبریانه و جواب دادن شاه ایشان را جلال الدین محمد مولویجرم بر خود نه که تو خود کاشتیبا جزا و عدل حق کن آشتی
- بخش ۱۸۷ - جواب گفتن عاشق عاذلان را و تهدیدکنندگان را جلال الدین محمد مولویگاو موسی دان مرا جان دادهایجزو جزوم حشر هر آزادهای
- بخش ۱۷۰ - فاش کردن آن کنیزک آن راز را با خلیفه از زخم شمشیر و اکراه خلیفه کی راست گو سبب این خنده را و گر نه بکشمت جلال الدین محمد مولویزن چو عاجز شد بگفت احوال رامردیِ آن رستم صد زال را
- بخش ۷ - در بیان آنک این غرور تنها آن هندو را نبود بلک هر آدمیی به چنین غرور مبتلاست در هر مرحلهای الا من عصم الله جلال الدین محمد مولویده دهش اکنون که صد بستانت هستتا نگردی عاجز و ویرانپرست
