جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۰٬۰۰۹ نتیجه برای «صد» · صفحهٔ ۱۰۲ از ۸۳۵
- غزل شمارهٔ ۷۵۴ جلال الدین محمد مولویمردگان کهنه را رویش دو صد جان میدهدعاشقان رفته را از روی او آگه کنید
- غزل شمارهٔ ۷۵۶ جلال الدین محمد مولویعلتی باشد که آن اندر بهاران بد شودگر زمستان بد بود اندر بهاران صد شود
- غزل شمارهٔ ۷۶۱ جلال الدین محمد مولویز دو صد روضه رضوان ز دو صد چشمه حیواندو هزاران گل خندان ز دل خار برآمد
- غزل شمارهٔ ۷۶۶ جلال الدین محمد مولویهمه دامن تو گیرد دل و این قدر نداندکه به گرد شیر آهو به صد احتراز گردد
- غزل شمارهٔ ۷۷۶ جلال الدین محمد مولویعاشقان بر درت از اشک چو باران کارندخوش به هر قطره دو صد گوهر جان بردارند
- غزل شمارهٔ ۷۸۷ جلال الدین محمد مولویگرچه با خاک برابر کند او قالب ماخاک ما را به دو صد روح برابر نکند
- غزل شمارهٔ ۸۰۱ جلال الدین محمد مولویدانه چیدن چه مروت بود آخر مکنیدکه امیران دو صد خرمن و صد انبارید
- غزل شمارهٔ ۸۴۴ جلال الدین محمد مولویصد بار عهد کردی کاین بار خاک باشمیک بار پاس داری آن عهد را چه باشد
- غزل شمارهٔ ۸۵۱ جلال الدین محمد مولویای غم تو جمع میشو کاینک سپاه شادیتا کیقباد شادان با صد علم درآید
- غزل شمارهٔ ۸۵۴ جلال الدین محمد مولویگفتم مکن چنینها ای جان چنین نباشدغم قصد جان ما کرد گفتا خود این نباشد
- غزل شمارهٔ ۸۷۵ جلال الدین محمد مولویاندر رکاب تو چو روانها روا شونددر وی کجا رسد به دو صد سال گام عید
- غزل شمارهٔ ۸۸۵ جلال الدین محمد مولویباز دو صد قرص ماه بر سر آن خوان شکستدل چو چنین خوان بدید پای به خون درنهاد
