جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۰۸۸ نتیجه برای «یکی» · صفحهٔ ۱۰۲ از ۴۲۴
- غزل شمارهٔ ۲۵۷۸ جلال الدین محمد مولویبر کشته دیت باشد ای شادی این کشتهصد کشته هو دیدم امکان یکی هی نی
- غزل شمارهٔ ۲۵۸۳ جلال الدین محمد مولویآمد مه ما مستی دستی فلکا دستیمن نیست شدم باری در هست یکی هستی
- غزل شمارهٔ ۲۶۰۱ جلال الدین محمد مولویدر حسن بهشت تو در زیر درختانتهر سوی یکی ساقی هر سوی یکی حوری
- غزل شمارهٔ ۲۶۰۳ جلال الدین محمد مولویای عقل شده مهتر ای گشته دلت مرمرآخر تو یکی بنگر در دلبر حیرانی
- غزل شمارهٔ ۲۶۱۱ جلال الدین محمد مولویکی هر دو یکی گردد تو آتش و من روغنوین قسمت چون آمد؟ تو یوسف و من چاهی!
- غزل شمارهٔ ۲۶۲۵ جلال الدین محمد مولویمعکوس شنو گر نبدی گوش دل تواز دفتر عشاق یکی حرف بسستی
- غزل شمارهٔ ۲۶۳۲ جلال الدین محمد مولویبر کار شود در خود و بیکار ز عالمآن کز تو بنوشید یکی شربت کاری
- غزل شمارهٔ ۲۶۴۱ جلال الدین محمد مولویمیجنب تو بر خویش و همیخور تو از این خونکاندر شکم چرخ یکی طفل جنینی
- غزل شمارهٔ ۲۶۴۵ جلال الدین محمد مولویمرا آن مه یکی شکلی نمودهستکه سیصد مه نبیند آن به خوابی
- غزل شمارهٔ ۲۶۵۴ جلال الدین محمد مولویاز آن باغ است این سیب زنخدانقناعت بر یکی تفاح تا کی
- غزل شمارهٔ ۲۶۵۸ جلال الدین محمد مولوییکی رطلی گران برریز بر ویاز آن رطلی که بر مردان فرستی
- غزل شمارهٔ ۲۶۶۹ جلال الدین محمد مولوییکی صورت رود دیگر بیایدبه مهمانخانهات زیرا که جانی
