جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۱۱۳ نتیجه برای «درد» · صفحهٔ ۱۰۳ از ۵۱۰
- غزل شمارهٔ ۲۳۸۱ صائببار درد خویش را صائب اگر بیرون دهمکوه و صحرا و بیابان را به فریاد آورد
- غزل شمارهٔ ۲۳۹۲ صائبعاشقان را درد و داغ عشق باغ دلگشاستعشق از آتش سنبل و ریحان برون می آورد
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۰ صائبپای لیلی را نگارین می کند خوناب دردگر به سنگی در بیابان پای مجنون می خورد
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۵ صائبدرد پنهان را زبان عرض مطلب کوته استبوی می از شیشه نتواند برون چون رنگ زد
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۳ صائبچون رگ سنگ است اهل درد را بر دل گراندر میان زخمها زخمی که بی خوناب شد
- غزل شمارهٔ ۲۴۲۳ صائبصاف نوشان از غم ایام تلخی می کشندفارغ است از گرد کلفت هر که درد آشام شد
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۱ صائبچون حبابم چشم بر سر جوش صاف باده نیستقسمت من انتظار درد مینا میکشد
- غزل شمارهٔ ۲۴۷۵ صائبنزل خاصان است درد و داغ این مهمانسرابا چه استحقاق داغ بی شمارم داده اند؟
- غزل شمارهٔ ۲۴۹۳ صائبصائب آن روزی که رنگ نوبهاران خام بوددر قدح چون لاله ما را درد سودا ریختند
- غزل شمارهٔ ۲۵۰۱ صائبگرچه هر بندم ز بار درد کوه آهنی استباز عشق بدگمانم بند بر پا میزند
- غزل شمارهٔ ۲۵۱۳ صائبگر نپردازد به حال سینه درد و داغ عشقکیست صائب این زمین مرده را احیا کند؟
- غزل شمارهٔ ۲۵۱۸ صائبتا نگردد استخوانم توتیا، آن سنگدلنیست ممکن درد سنگین مرا باور کند
