جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۰۴۳ نتیجه برای «سد» · صفحهٔ ۱۰۵ از ۴۲۱
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۱ جلال الدین محمد مولویفلسفی زین بخورد فلسفهاش غرق شودکه گمان داشت که ما زان علل فاسدهایم
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۶ جلال الدین محمد مولویاز بت باخبر من خبری می رسدموز لب چون شکر او شکری می رسدم
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۰ جلال الدین محمد مولویاز تغار تو اگر خون رسدم همچو سگانگر من آن را قدح خاص ندانم عامم
- غزل شمارهٔ ۱۶۶۲ جلال الدین محمد مولویمی رسد در گوش بانگ بلبلانبوی باغ و یاسمن می آیدم
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۰ جلال الدین محمد مولوینان ما پختهست و بویش می رسدتا به بوی نان به خباز آمدیم
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۸ جلال الدین محمد مولویهر جفایی که کند می رسدشهر جفایی که کند بردارم
- غزل شمارهٔ ۱۷۱۷ جلال الدین محمد مولویچون برسد کوس تو کمتر جاسوس توگردد هر لولیی صاحب طبل و علم
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۱ جلال الدین محمد مولویو آنگهی که رسد بادههای حیرانانز شیشه خانه دل صد هزار جام کنیم
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۶ جلال الدین محمد مولویمیان صورتها این حسد بود ناچارولی چو آینه گشتم چه بر حسد گردم
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۷ جلال الدین محمد مولویهزار رستم دستان به گرد ما نرسدبه دست نفس مخنث چرا زبون باشم
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۱ جلال الدین محمد مولویآن زمانی که آتش تو رسدبجهد این دل چو سیمابم
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۲ جلال الدین محمد مولویمانده شدهست گوش من از پی انتظار آنکز طرفی صدای خوش دررسدی ز ناگهان
