جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۱٬۰۶۲ از ۱٬۵۰۱
- غزل شمارهٔ ۶۸ عبید زاکانیخوش ایستاده و با لعل دلبران در عشقطرب گزیده و با جور نیکوان دمساز
- غزل شمارهٔ ۷۳ عبید زاکانیبیا به وصل دمی روزگار ما خوش کنبه شکر آنکه ترا هست روزگاری خوش
- غزل شمارهٔ ۷۵ عبید زاکانیچو دردم میشود افزون در آن حالبر آن کاو میدهد جان میبرم رشک
- غزل شمارهٔ ۷۷ عبید زاکانیبا قد و زلف درازش نظری میبازیمتا نگویند که ما مردم کوته نظریم
- غزل شمارهٔ ۸۲ عبید زاکانینه به مسجد بودم راه و نه در میکده جایمن سرگشته در این واقعه حیران شدهام
- غزل شمارهٔ ۸۴ عبید زاکانیآن روز که در محشر مردم همه گرد آیندما با تو در آن غوغا دزدیده نظر بازیم
- غزل شمارهٔ ۹۷ عبید زاکانیخطاب سرو به قد تو : خادم و عبیدحدیث گل بر روی تو : عبده و فداه
- غزل شمارهٔ ۱۰۰ عبید زاکانیزین دلنوازی زین سرفرازیزین جو فروشی گندم نمائی
- بخش ۵ - عرض شوق عبید زاکانیچو زلفش بیقراری پیشه کردمفغان و آه و زاری پیشه کردم
- باب ششم در حلم - مذهب منسوخ عبید زاکانیحلم، عبارت از بردباری است. قدما حلیم کسی را گفتهاند که نفس او را سکون و طمانینتی حاصل شده باشد که غضب به آسانی تحریک او نتواند کرد، و اگر مکروهی بدو رسد در اضطراب نیفتد. از حضرت رسالت مروی است که «الحلم حجاب الآفات» لفظ …
- بخش ۱۷ - جواب گفتن معشوق بقاصد عبید زاکانیهمانا زود دشمن کام گرددمیان مردمان بدنام گردد
- بخش ۲۴ - در صفت وصال عبید زاکانیمدامم خرمی دمساز بودیبه رویش چشم جانم باز بودی
