جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۴۴۳ نتیجه برای «غم» · صفحهٔ ۱۲۵ از ۷۰۴
- غزل شمارهٔ ۵۰۵ جلال الدین محمد مولویهر که خورد غصه و غم بعد از اینبا رخ چون ماه تو معذور نیست
- غزل شمارهٔ ۵۱۱ جلال الدین محمد مولویمرهم تو طالب مجروحهاستنیست غم ار شستِ توام خست خست
- غزل شمارهٔ ۵۴۵ جلال الدین محمد مولوییک سر مو از غم تو نیست که اندر تن منآب حیاتی ندهد یا گهری مینشود
- غزل شمارهٔ ۵۴۹ جلال الدین محمد مولویرونق باغ میرسد، چشم و چراغ میرسدغم به کناره میرود، مه به کنار میرسد
- غزل شمارهٔ ۵۸۲ جلال الدین محمد مولویشرابش ده بخوابانش برون بر از گلستانشکه تا در گردن او فردا ز غم حبل مسد بیند
- غزل شمارهٔ ۵۸۶ جلال الدین محمد مولویز بدحالی نمینالد دو چشم از غم نمیمالدکه او خواهد که هر لحظه ز حال بد بتر باشد
- غزل شمارهٔ ۶۰۲ جلال الدین محمد مولویآن کس که تو را دارد از عیش چه کم داردوان کس که تو را بیند ای ماه چه غم دارد
- غزل شمارهٔ ۶۰۳ جلال الدین محمد مولویای در غم بیهوده، از بوده و نابودهکاین کیسهی زَر دارد، وآن کاسه و خوان دارد
- غزل شمارهٔ ۶۰۴ جلال الدین محمد مولویغم نیست اگر ماهش افتاد در این چاهشزیرا رسن زلفش در دست رسن دارد
- غزل شمارهٔ ۶۱۶ جلال الدین محمد مولویخرقه غم و شادی را دانی که که میدوزدوین خرقه ز دوزنده خود را چه جدا داند
- غزل شمارهٔ ۶۲۰ جلال الدین محمد مولویاندر دل آوازی پرشورش و غمازیآن ناله چنین دانم کز نای تو میآید
- غزل شمارهٔ ۶۲۶ جلال الدین محمد مولویگه جانب دل باشد گه در غم گل باشدماننده آن مردی کز حرص دو زن دارد
