جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷٬۷۶۱ نتیجه برای «آمد» · صفحهٔ ۱۲۷ از ۶۴۷
- غزل شمارهٔ ۲۳۰۳ جلال الدین محمد مولویبا تارک گل آمد موبند فروهشتهابروی خود از وسمه آن کور سیه کرده
- غزل شمارهٔ ۲۳۰۵ جلال الدین محمد مولویبس غصه رسول آمد از منعم و میگویدده مرده شکر خوردی بگذار یکی مرده
- غزل شمارهٔ ۲۳۳۰ جلال الدین محمد مولویروزی که نریزد خون رنجیش بدید آمدجز از جگر عاشق آن رنج نگردد به
- غزل شمارهٔ ۲۳۳۹ جلال الدین محمد مولویبیا سجده کنان چون سایهای دوستکه بر منبر برآمد امشب آن ماه
- غزل شمارهٔ ۲۳۴۶ جلال الدین محمد مولویشنیدستی که الفرقه عذابفراقش آتش آمد با زبانه
- غزل شمارهٔ ۲۳۵۳ جلال الدین محمد مولویجان آمده در جهان سادهوز مرکب تن شده پیاده
- غزل شمارهٔ ۲۳۷۷ جلال الدین محمد مولویگفت آمد که مرا خواجه ز بالا گیردرُو بِجو همچو خودی ابله و آچارش ده
- غزل شمارهٔ ۲۳۸۱ جلال الدین محمد مولویدل چو شاه آمد زبان چون ترجمانشاه بین با ترجمان آمیخته
- غزل شمارهٔ ۲۳۸۷ جلال الدین محمد مولویپیغام زاهدان را کآمد بلای توبهبا آن جمال و خوبی آخر چه جای توبه
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۸ جلال الدین محمد مولویچو آفتاب برآمد ز قعر آب سیاهز ذره ذره شنو لا اله الا الله
- غزل شمارهٔ ۲۴۲۷ جلال الدین محمد مولویگر باغ از او واقف بدی از شاخ تر خون آمدیور عقل از او آگه بدی از چشم جیحون آمدی
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۹ جلال الدین محمد مولویبتها تراشیدم بسی بهر فریب هر کسیمست خلیلم من کنون سیر آمدم از آزری
