جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۴۴۳ نتیجه برای «غم» · صفحهٔ ۱۲۷ از ۷۰۴
- غزل شمارهٔ ۷۶۶ جلال الدین محمد مولویهمه زهر دین و دنیا ز تو شهد و نوش آمدغم و درد سینه سوزان ز تو دلنواز گردد
- غزل شمارهٔ ۷۷۱ جلال الدین محمد مولویره آسمان درون است، پَر عشق را بجنبانپَر عشق چون قَوی شد، غم نردبان نماند
- غزل شمارهٔ ۷۸۰ جلال الدین محمد مولویجانم از غمزه تیرافکن تو خسته نشدزانک جز زلف خوشت را زره و خود نکرد
- غزل شمارهٔ ۷۹۲ جلال الدین محمد مولویغم پرستی که تو را بیند و شادی نکندهمه سرزیر و سیه کاسه و سرگردان باد
- غزل شمارهٔ ۷۹۶ جلال الدین محمد مولویغفلت مرگ زد آن را که چنان خشک شدستاز غم آنک ورا تره به نانی نرسد
- غزل شمارهٔ ۸۰۵ جلال الدین محمد مولوینی بگویم ز ملولی کسی غم نخورمکه شکر رشک برد ز آنچ مرا میآید
- غزل شمارهٔ ۸۱۴ جلال الدین محمد مولویهر دم از جورش دل آرد نو خبرغم دل ترسنده را غماز کرد
- غزل شمارهٔ ۸۱۶ جلال الدین محمد مولویچند شب گشتیم ما و چند روزدر غم و شادی تو تا روز شد
- غزل شمارهٔ ۸۱۷ جلال الدین محمد مولویغم مخور ای میر عالم زین گروهکاهل دل دل بخش و دلدار آمدند
- غزل شمارهٔ ۸۴۳ جلال الدین محمد مولویهرگز چنین دلی را غصّه فرو نگیردغمهای عالم او را شادیِّ دل فزاید
- غزل شمارهٔ ۸۵۱ جلال الدین محمد مولویای آنک پیش حسنت حوری قدم دو آیددر خانه خیالت شاید که غم درآید
- غزل شمارهٔ ۸۵۴ جلال الدین محمد مولویگفتم مکن چنینها ای جان چنین نباشدغم قصد جان ما کرد گفتا خود این نباشد
