جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۳٬۴۷۵ نتیجه برای «دل» · صفحهٔ ۱٬۲۹۳ از ۱٬۹۵۷
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۲ جلال الدین محمد مولویمعده گاو گرفتهست ره معده دلور نه در مرج بقا صاحب جوع بقریم
- غزل شمارهٔ ۱۷۲۶ جلال الدین محمد مولویبیار باده که دیر است در خمار تواماگرچه دلق کشانم نه یار غار توام
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۹ جلال الدین محمد مولویای دل! سوی دلدار شو، ای یار! سوی یار شوای پاسبان! بیدار شو، خفته نشاید پاسبان
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۰ جلال الدین محمد مولویدلدار من در باغ دی میگشت و میگفت ای چمنصد حور خوش داری ولی بنگر یکی داری چو من
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۶ جلال الدین محمد مولویز اشکم شرابت آورم وز دل کبابت آورماین است تر و خشک من پیدا بود امکان من
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۸ جلال الدین محمد مولویگرچه کثیف منزلم شد وطن تو این دلمرحمت مؤمنی بود میل و محبت وطن
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۸ جلال الدین محمد مولویذوقی که ز خلق آید زو هستی تن زایدذوقی که ز حق آید زاید دل و جان ای جان
- غزل شمارهٔ ۱۹۰۴ جلال الدین محمد مولویدل دریا ز بیم و هیبت ماهمیجوشد ز موج و از طپیدن
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۹ جلال الدین محمد مولویور زمانی بیدلان را دم دهی و دل دهیجان رهد از ننگ ما و ما رهیم از خویشتن
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۷ جلال الدین محمد مولویتا که بهتانها نهد آن مظلم تاریک دلخنبک و مسخرگی و افسوس بر صاحب دلان
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۶ جلال الدین محمد مولویعشق شمس حق و دین کان گوهر کانی است آندر دو عالم جان و دل را دولت معنی است آن
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۱ جلال الدین محمد مولویهمه خوردند و برفتند بقای ما بادکه دل و جان زمانیم و سپهدار زمن
