جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۱٬۳۰۴ از ۱٬۶۳۸
- غزل شمارهٔ ۴۶ عبید زاکانیپرتو رویش چو میتابد ز دورآفتاب از شرم پنهان میشود
- غزل شمارهٔ ۴۸ عبید زاکانیز دوستان و عزیزان که باشد آنکه مرانشان به کوی مغان و می مغانه دهد
- غزل شمارهٔ ۵۵ عبید زاکانیدوش بر رخسار زردم دید و چندان کاب زدبخت خواب آلود را بیدار نتوانست کرد
- غزل شمارهٔ ۵۶ عبید زاکانیعبیدوار بزن پنج کاسه می کان میز پیش دل غم پنجاه ساله بردارد
- غزل شمارهٔ ۵۸ عبید زاکانیسودای زلف او همه کس میپزد ولیاین دولت از میانه نسیم صبا ببرد
- غزل شمارهٔ ۶۲ عبید زاکانیگوییا دارد ز انعامش مسیحا بهرهایکز دم او دردمندان را دوایی میرسد
- غزل شمارهٔ ۶۳ عبید زاکانیهجر خوش باشد اگر چشم توان داشت وصالدرد سهلست اگر امید دوائی باشد
- غزل شمارهٔ ۶۴ عبید زاکانیدوش عقلم هوس وصل تو شیدا میکرددلم آتشکده و دیده چو دریا میکرد
- غزل شمارهٔ ۶۵ عبید زاکانیدوش سلطان خیالش باز غوغا کرده بودملک جان تاراج و رخت صبر یغما کرده بود
- غزل شمارهٔ ۶۶ عبید زاکانیدر هیچ ملک با ما کس دوستی نورزددر هیچ شهر ما را کس آشنا نباشد
- غزل شمارهٔ ۶۸ عبید زاکانیامیدوار چنانم که آن خجسته دیاربه فر دولت سلطان اویس بینم باز
- غزل شمارهٔ ۷۰ عبید زاکانیاز کوی دوست بیخود و سرگشته میرویمدل خسته بازمانده و چشم از قفا هنوز
