جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۱٬۳۴۸ از ۱٬۵۰۱
- بخش ۴۶ - لیس للماضین هم الموت انما لهم حسرة الفوت جلال الدین محمد مولویکه چرا قبله نکردم مرگ رامخزن هر دولت و هر برگ را
- بخش ۷۰ - نقصان اجرای جان و دل صوفی از طعام الله جلال الدین محمد مولویآتشی که اول ز آهن میجهداو قدم بس سست بیرون مینهد
- بخش ۶۴ - باز جواب گفتن ابلیس معاویه را جلال الدین محمد مولویسالکان راه را محرم بدیمساکنان عرش را همدم بدیم
- بخش ۱۴۸ - آمدن مهمان پیش یوسف علیهالسلام و تقاضا کردن یوسف علیهالسلام ازو تحفه و ارمغان جلال الدین محمد مولویگندمی را زیر خاک انداختندپس ز خاکش خوشهها بر ساختند
- بخش ۲۲ - قصهٔ هدیه فرستادن بلقیس از شهر سبا سوی سلیمان علیهالسلام جلال الدین محمد مولویخندهش آمد چون سلیمان آن بدیدکز شما من کی طلب کردم ثرید
- بخش ۵۱ - قصهٔ آن شخص کی دعوی پیغامبری میکرد گفتندش چه خوردهای کی گیج شدهای و یاوه میگویی گفت اگر چیزی یافتمی کی خوردمی نه گیج شدمی و نه یاوه گفتمی کی هر سخن نیک کی با غیر اهلش گویند یاوه گفته باشند اگر چه در آن یاوه گفتن مامورند جلال الدین محمد مولویگر رسول آنست که آید از عدمما همه پیغامبریم و محتشم
- بخش ۱۳۳ - حکایت آن زن پلیدکار کی شوهر را گفت کی آن خیالات از سر امرودبُن مینماید ترا کی چنینها نماید چشم آدمی را سر آن امرودبن از سر امرودبن فرود آی تا آن خیالها برود و اگر کسی گوید کی آنچ آن مرد میدید خیال نبود و جواب این مثالیست نه مثل در مثال همین قدر بس بود کی اگر بر سر امرودبن نرفتی هرگز آنها ندیدی خواه خیال خواه حقیقت جلال الدین محمد مولویاز سر امرودبن من همچنانکژ همی دیدم که تو ای قلتبان
- بخش ۱۶ - رفتن خواجه و قومش به سوی ده جلال الدین محمد مولویشادمانه سوی صحرا راندندسافروا کی تغنموا بر خواندند
- بخش ۶۸ - فرستادن عزرائیل ملک العزم و الحزم را علیهالسلام ببر گرفتن حفنهای خاک تا شود جسم آدم چالاک عیلهالسلام و الصلوة جلال الدین محمد مولویبر نفیر تو جگر میسوزدملیک حق لطفی همیآموزدم
- بخش ۱۵ - روان شدن خواجه به سوی ده جلال الدین محمد مولویشادمانان و شتابان سوی دهکه بری خوردیم از ده مژده ده
- بخش ۱۴۹ - گفتن مهمان یوسف علیهالسلام کی آینهای آوردمت کی تا هر باری کی در وی نگری روی خوب خویش را بینی مرا یاد کنی جلال الدین محمد مولویلایق آن دیدم که من آیینهایپیش تو آرم چو نور سینهای
- بخش ۱۳۷ - رجوع کردن به قصهٔ پروردن حق تعالی نمرود را بیواسطهٔ مادر و دایه در طفلی جلال الدین محمد مولویپس بدادش شیر و خدمتهاش کردتا که بالغ گشت و زفت و شیرمرد
