جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۳٬۷۱۳ نتیجه برای «چند» با فیلتر غزل · صفحهٔ ۱۴۲ از ۳۱۰
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۷ جلال الدین محمد مولویخرقهٔ پُر ز بند روزی چند،جان و عشق است تا ابد بر کار
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۶ جلال الدین محمد مولویچند بترسی ای دل از نقش خود و خیال خودچند گریز میکنی بازنگر که نیست کس
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۱ جلال الدین محمد مولویاین روی آینهست این یوسف در او بتابدبیگانه پشت باشد هر چند شد مقرنس
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۵ جلال الدین محمد مولویدلا تا چند پرهیزی بگو تو شمس تبریزیبنه سر تو ز سرتیزی برای فخر بر پایش
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۱ جلال الدین محمد مولوییک چند سماع گوش کردیمبردار سماع جان بیهوش
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۶ جلال الدین محمد مولویچون پیاپی کرد و بر من ریخت زان سان جام چندآن می چون زر سرخم برد اندر کان خویش
- غزل شمارهٔ ۱۲۷۰ جلال الدین محمد مولویگرم کن ای شیر تک چند گریزی چو سگجلوه کن ای ماه رو چند کنی روی پوش
- غزل شمارهٔ ۱۳۴۰ جلال الدین محمد مولویز بیچون بین که چونها شد ز بیسون بین که سونها شدز حلمی بین که خونها شد ز حقی چند گون باطل
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۳ جلال الدین محمد مولویچو کودکان هله تا چند ما به عالم خاککنیم دامن خود پر ز خاک و سنگ و سفال
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۷ جلال الدین محمد مولویای دل، نه اندر ماجرا میگفت آن دلبر تو را«هر چند از تو کم شود از خود تمامت میکنم؟!»
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۷ جلال الدین محمد مولویچند به دل بگفتهام خون بخور و خموش کندل کتفک همیزند که تو خموش من کرم
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۷ جلال الدین محمد مولویمن خفته وشم اما بس آگه و بیدارمهر چند که بیهوشم در کار تو هشیارم
