جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۷٬۰۰۰ نتیجه برای «نی» · صفحهٔ ۱۵۲ از ۲٬۲۵۰
- بخش ۷۰ - نقصان اجرای جان و دل صوفی از طعام الله جلال الدین محمد مولویگفت او را نیست الا درد لوتپس جواب احمق اولیتر سکوت
- بخش ۶۴ - باز جواب گفتن ابلیس معاویه را جلال الدین محمد مولویدر سفر گر روم بینی یا ختناز دل تو کی رود حب الوطن
- بخش ۱۴۸ - آمدن مهمان پیش یوسف علیهالسلام و تقاضا کردن یوسف علیهالسلام ازو تحفه و ارمغان جلال الدین محمد مولویعار نَبْوَد شیر را از سلسلهنیست ما را از قضای حق گله
- بخش ۱۳۸ - موری بر کاغذ میرفت نبشتن قلم دید قلم را ستودن گرفت موری دیگر کی چشم تیزتر بود گفت ستایش انگشتان را کن کی آن هنر ازیشان میبینم موری دگر کی از هر دو چشم روشنتر بود گفت من بازو را ستایم کی انگشتان فرع بازواند الی آخره جلال الدین محمد مولویهمچنین میرفت بالا تا یکیمهتر موران فطن بود اندکی
- بخش ۱۶۸ - تعجب کردن آدم علیهالسلام از ضلالت ابلیس لعین و عجب آوردن جلال الدین محمد مولویخویشبینی کرد و آمد خودگزینخنده زد بر کار ابلیس لعین
- بخش ۲ - تفسیر خذ اربعة من الطیر فصرهن الیک جلال الدین محمد مولویای خلیل، اندر خلاص نیک و بدسر ببرشان تا رهد پاها ز سد
- بخش ۶۵ - قصهٔ آن گنجنامه کی پهلوی قبهای روی به قبله کن و تیر در کمان نه بینداز آنجا کی افتد گنجست جلال الدین محمد مولویرقعهای شکلش چنین رنگش چنینبس بخوان آن را به خلوت ای حزین
- بخش ۱۱ - مدافعهٔ امرا آن حجت را به شبههٔ جبریانه و جواب دادن شاه ایشان را جلال الدین محمد مولویپس بگفتند آن امیران کین فنیستاز عنایتهاش کار جهد نیست
- بخش ۱۷ - قصهٔ دیدن خلیفه لیلی را جلال الدین محمد مولویاز دگر خوبان تو افزون نیستی!گفت: خامش، چون تو مجنون نیستی
- بخش ۱۷۷ - تفسیر گفتن ساحران فرعون را در وقت سیاست با او کی لا ضیر انا الی ربنا منقلبون جلال الدین محمد مولوینعرهٔ لا ضیر بشنید آسمانچرخ گویی شد پی آن صولجان
- بخش ۸۸ - تعظیم ساحران مر موسی را علیهالسلام کی چه میفرمایی اول تو اندازی عصا جلال الدین محمد مولویگفت نی اول شما ای ساحرانافکنید ان مکرها را در میان
- بخش ۱۲ - حکایت آن صیادی کی خویشتن در گیاه پیچیده بود و دستهٔ گل و لاله را کلهوار به سر فرو کشیده تا مرغان او را گیاه پندارند و آن مرغ زیرک بوی برد اندکی کی این آدمیست کی برین شکل گیاه ندیدم اما هم تمام بوی نبرد به افسون او مغرور شد زیرا در ادراک اول قاطعی نداشت در ادراک مکر دوم قاطعی داشت و هو الحرص و الطمع لا سیما عند فرط الحاجة و الفقر قال النبی صلی الله علیه و سلم کاد الفقر ان یکون کفرا جلال الدین محمد مولوینی شنیدی انما الدنیا لعبباد دادی رخت و گشتی مرتعب
