جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷٬۷۶۱ نتیجه برای «آمد» · صفحهٔ ۱۹۵ از ۶۴۷
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۴ ناصرخسرو قبادیانیبدخو عقاب کوته عمر آمدکرگس دراز عمر ز خوش خوئی
- بخش ۹۳ - لردگان و لنجان ناصرخسرو قبادیانی… د میگفتند و آن جا آبی عظیم دیدیم که از دست راست ما از سوراخ بیرون میآمد و از جایی بلند فرو میدوید و عوام میگفتند این آب به تابستان مدام میآید و چون زمستان شود باز ایستد و یخ بندد، و به لوردغان رسیدیم که از ارجان تا …
- بخش ۱۷ - قرول و مرد عرب شصت ساله ناصرخسرو قبادیانیجوانمردی ما را به خانه خود مهمان کرد. چون در خانه ی وی در آمدیم عربی بدوی در آمد، نزدیک من آمد، شصت ساله بوده باشد، و گفت قران به من آموز. «قل اعوذ برب الناس» او را تلقین میکردم و او با من میخواند. چون من گفتم «من الجن …
- بخش ۳۸ - قاهره ناصرخسرو قبادیانی… خ آب را که ما در آن میرفتیم رومش میگفتند و همچنین کشتی از روی آب میآمد تا به شهری رسیدیم که آن را صالحیه میگفتند و این روستای پرنعمت و خواربار است و کشتی بسیار میسازند و هر یک را دویست خروار بار میکنند و به مصر می …
- غزل شمارهٔ ۴ خاقانی شروانیرفتم که حلقه زنم پنهان ز چشم رقیبآمد رقیب و سبک در ره گرفت مرا
- غزل شمارهٔ ۱۵ خاقانی شروانیمستِ تمام آمده است بر در من نیم شبآن بت خورشید روی وآن مه یاقوت لب
- شمارهٔ ۲۲ - در هجو شهر زوری خاقانی شروانیسفلهای بود سفیهی شد دونپشهای آمد و شد پیلی مست
- غزل شمارهٔ ۲۶ خاقانی شروانیآگه نهای که بر دلم از غم چه درد خاستمحنت دواسبه آمد و از سینه گرد خاست
- غزل شمارهٔ ۲۹ خاقانی شروانیدولتی جستم، وبالم آمده استآتشی گفتم، زبانم سوخته است
- شمارهٔ ۳۱ - در نکوهش حسودان خاقانی شروانیآتش ز آهن آمد و زو گشت آهن آبآهن ز خاره زاد و از او گشت خاره سست
- غزل شمارهٔ ۳۲ خاقانی شروانیعیسیی بر سرش فرود آمدتا سراسیمه شد در آن خلوت
- غزل شمارهٔ ۳۳ خاقانی شروانیهر که را نعمت و مال آمد و جاهسفلگی را بعهم کلبهم است
