جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۱۱۳ نتیجه برای «درد» · صفحهٔ ۱۹۵ از ۵۱۰
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۰ جلال الدین محمد مولویز هجر و فرقت ما درد و غم بسی دیدیمدرآی در بر ما ما دوای هر دردیم
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۸ جلال الدین محمد مولوییا تو با درد من بیامیزییا من از تو دوا بیاموزم
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۸ جلال الدین محمد مولویگفتن از او تشبیه شد خاموشیت تعطیل شداین درد بیدرمان بود فرج لنا یا ذا المنن
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۶ جلال الدین محمد مولویفسون عیسی مریم نکرد از درد عاشق کموظیفه درد دل نبود به دارو و فسون رفتن
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۳ جلال الدین محمد مولویدرد و رنجوری ما را داروی غیر تو نیستای تو جالینوس جان و بوعلی سینای من
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۲ جلال الدین محمد مولویهم بدان سو که گه درد دوا می خواهیوقف کن دیده و دل روی به هر سوی مکن
- غزل شمارهٔ ۲۰۸۴ جلال الدین محمد مولویز روی زرد و دلِ درد و سوز سینه مپرسکه آن به شرح نگنجد بیا، به چشم ببین
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۵ جلال الدین محمد مولویگر نزند او در من درد منور نکند یاد من او وای من
- غزل شمارهٔ ۲۱۷۶ جلال الدین محمد مولویاز فرقت آن دلبر دردی است در این دلآن داروی درد دل و آن چاره ما کو
- غزل شمارهٔ ۲۲۵۹ جلال الدین محمد مولویبکنم باغ و جنتی و دوایی ز درد توبکنم آسمان تو به از این از دخان تو
- غزل شمارهٔ ۲۲۹۷ جلال الدین محمد مولویجهان کهنه را بنگر گهی فربه گهی لاغرکه درد کهنه زان دارد که نوزاد است اندیشه
- غزل شمارهٔ ۲۳۸۸ جلال الدین محمد مولویمن خسته گِرد عالم درمان ز کس ندیدمتا درد عشق دیدم درمان من گرفته
