جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷۶ نتیجه برای «گفت» با فیلتر عبید زاکانی · صفحهٔ ۲ از ۷
- غزل شمارهٔ ۲۳ عبید زاکانیجانم فدای خاطر صاحب دلی که گفت:«شیراز جای مردم صاحب کمال نیست»
- غزل شمارهٔ ۳۲ عبید زاکانیگفتم گدای کوی توام گفت ای عبیدسلطانی این چنین به گدایی نمیرسد
- غزل شمارهٔ ۴۳ عبید زاکانیترا که گفت که با کشتگان راه غمتاشارتی به سر تازیانه نتوان کرد
- غزل شمارهٔ ۸۲ عبید زاکانیگفت رهبان که عبید از پی سالوس مروزین سخن معتقد مذهب رهبان شدهام
- بخش ۱۱ - خطاب معشوق با قاصد عبید زاکانیچو زلف خویشتن ناگه برآشفتبتندید و در آن آشفتگی گفت
- بخش ۲۶ - در زوال وصال و شب فراق عبید زاکانیز هر نوعی بسی در رفع کوشیدغریمش هر سخن کو گفت نشنید
- بخش ۱۹ - پاسخ معشوق قاصد را بار دیگر عبید زاکانیبه صد آزرم گفت ای مهربان یاربرو آن خسته دلرا دل بدست آر
- باب سوم در عفت - مذهب منسوخ عبید زاکانی… دن نامحرم، و گوش از شنیدن غیبت، و دست از تصرف در مال دیگران و زبان از گفتار فاحش و نفس از ناشایست بازداشتی. چنین کس را عزیز داشتندی. و اینکه شاعر گفته:
- شمارهٔ ۱ - در مدح شاه شیخ ابواسحاق و شرح احوال خود و تضمین قطعهای از ظهیر فاریابی عبید زاکانیدید ناگه ظهیر را در خوابگفت حالی بکن به شعر شتاب
- قصیدهٔ شمارهٔ ۴ - در مدح شاه شیخ جمالالدین ابواسحق اینجو عبید زاکانینام عبید کی رود از یاد اهل دلچون گفتههای نازک او یادگار اوست
- باب اول در حکمت - مذهب منسوخ عبید زاکانی… هت و زنگ شک از چهره ضمیر (او) و آیینه خاطر او سترده گردد، چنانکه شاعر گفته است:
- بخش ۲۷ - آگاه شدن عاشق از حال معشوق عبید زاکانینه درد دل توانم گفت با کسنه راه از پیش میدانم نه از پس
