جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷٬۷۶۱ نتیجه برای «آمد» · صفحهٔ ۲۰۵ از ۶۴۷
- غزل شمارهٔ ۳۲۱ جلال الدین محمد مولویبیماریی دارد عجب نی درد سر نی رنج تبچاره ندارد در زمین کز آسمانش آمدهست
- غزل شمارهٔ ۳۲۵ جلال الدین محمد مولویدلم با خویشتن آمد شکایت را رها کردمهزاران جان همیبخشد چه شد گر خصم یک جانست
- غزل شمارهٔ ۳۲۶ جلال الدین محمد مولویبگذشت مهِ توبه آمد به جهان ماهیکاو بشکند و سوزد صد توبه به یک ساعت
- غزل شمارهٔ ۳۴۲ جلال الدین محمد مولویخبر آمد که یوسف شد به بازارهلا کو یوسف ار بازار اینست
- غزل شمارهٔ ۴۵۱ جلال الدین محمد مولویمیآیدم به چشم همین لحظه نقش تووالله خجسته آمد و حقا مبارکست
- غزل شمارهٔ ۴۵۶ جلال الدین محمد مولویآمد رسول عشق تو چون ساقی صبوحبا جام بادهای که مر آن را خمار نیست
- غزل شمارهٔ ۵۳۷ جلال الدین محمد مولویآمد شرابی رایگان زان رحمت ای همسایگانوان ساقیان چون دایگان شیرین و مشفق بر ولد
- غزل شمارهٔ ۵۵۶ جلال الدین محمد مولویعشرت خشک لب شده آمد و تر همیزندآن تریی که اندر او آب غبار میکند
- غزل شمارهٔ ۶۲۴ جلال الدین محمد مولویاین عشق که مست آمد در باغ الست آمدکانگور وجودم را در جهد و عنا کوبد
- غزل شمارهٔ ۶۴۲ جلال الدین محمد مولویشمس الحق تبریز چو نقد آمد و پیدااز پار که گوید غم پیرار که دارد
- غزل شمارهٔ ۷۷۹ جلال الدین محمد مولویاین جمادات ز آغاز نه آبی بودندسرد سیرست جهان آمد و یک یک بفسرد
- غزل شمارهٔ ۷۸۲ جلال الدین محمد مولویخبرت هست که بلبل ز سفر بازرسیددر سماع آمد و استاد همه مرغان شد
