جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۳۹۶ نتیجه برای «چند» با فیلتر قصیده · صفحهٔ ۲۱ از ۳۳
- شمارهٔ ۱۵۱ - در دلتنگی و شکایت از روزگار و خوشدلی از گوشهگیری و قناعت خاقانی شروانیچند نان ریزهٔ خوانهای خسانگرنه آبم خس الوان چکنم؟
- شمارهٔ ۱۶۷ - مطلع سوم خاقانی شروانییعنی تو محمدی به صورتگر چند نهای به وحی و برهان
- شمارهٔ ۱۹۹ - در مدح صفوة الدین بانو و بیان توفیق ادای حج او خاقانی شروانییک چند اگر برادر و مادرت رفته همبغداد و بصره دیده و مطلق عنان شده
- شمارهٔ ۴ - در مدح حضرت رضا(ع) صائبدر راه اشک، چشم ندامت سفید شدچند از لب پیاله کنی بوسه انتخاب؟
- شمارهٔ ۲۱ - در مدح حضرت سیدالشهداء (ع) صائببهر زوارش که می آیند با چندین امیدهر کف خاک از زمین کربلا دست دعاست
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹ عطار نیشابوریسپند چشم بد تا چند سوزی هر زمان خود راکه اندر چشم عزراییل کم از یک سپندانی
- شمارهٔ ۱۹ جامیهرگه نهاده پا برون از تنگنای چند و چونیک گام او بوده فزون از عرصه کون و مکان
- قصیدهٔ شمارهٔ ۴۰ پروین اعتصامیدرین گلزار نتوانی نشستن جاودان، پروینهمان به تا که بنشستی، نهالی چند بنشانی
- شمارهٔ ۱۲۵ - این قصیدهٔ بر بدیهه در ساحل باکو به نزدیک آتش خودسوز در وصف شکار کردن خاقان اکبر منوچهر شروان شاه خاقانی شروانیگفتا که چند شب من و دولت بهم نخفتیماندر رکاب خسرو در موکب جلالش
- شمارهٔ ۱۴۹ - هنگام حبس در عزلت و قناعت و تخلص به مدح خاتم انبیاء خاقانی شروانیچندی نفس به صفهٔ اهل مصفا زدمیک چند پی به دیر برهمن درآورم
- قصیدهٔ شمارهٔ ۹ - در ستایش شاه طهماسب وحشی بافقیرفتم از دست تا به چند کسیپایمال ره هوان باشد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ - در ستایش شاه غیاث الدین محمد میرمیران وحشی بافقیمفلسان در غم که دیگر کیسهها چون پر کننداولا وحشی که پر میکرد سالی چند بار
