جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۰۴۳ نتیجه برای «سد» · صفحهٔ ۲۲۹ از ۴۲۱
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۴ جلال الدین محمد مولویببوسد خاک پایش شیر گردونبدان لب که نیالاید به مردار
- غزل شمارهٔ ۱۱۹۹ جلال الدین محمد مولویآن سو که نکتهها و رموز چو جان رسدای عمر باد داده تو در نکته و رموز
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۲ جلال الدین محمد مولویمرا هزار جهانست پر ز نور و نعیمچه ناز میرسدت با من ای کمین خباز
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۵ جلال الدین محمد مولویآب حیات از شرف خود نرسد به هر خلفزین سببست مختفی آب حیات در غلس
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۱ جلال الدین محمد مولویاین دو به کار ناید جز ناروا نشایدای وای آن که در وی باشد حسد مغرس
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۳ جلال الدین محمد مولویجسد را کن به جان روشن حسد را بیخ و بن برکننظر را بر مشارق زن خرد را در مسائل کش
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۳ جلال الدین محمد مولویآفتاب از پی آن سجده که هر شام کندچه زیان کرد از آن شاه که جان شد جسدش
- غزل شمارهٔ ۱۲۷۰ جلال الدین محمد مولویگفت زحل زهره را زخمه آهسته زنوی اسد آن ثور را شاخ بگیر و بدوش
- غزل شمارهٔ ۱۳۰۱ جلال الدین محمد مولویاز چپ و راست میرسد مست طمع هر اشتریچون شتران فکنده لب مست و برآوریده کف
- غزل شمارهٔ ۱۳۲۹ جلال الدین محمد مولویز بخت من ز دل تو سدیست از آهنکه آهن آید فرزند از زن و شو سنگ
- غزل شمارهٔ ۱۳۳۳ جلال الدین محمد مولویای تن گرفته پای دل وی دل گرفته دامنتدامن ز دل اندرمکش تا تن رسد بر بام دل
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۳ جلال الدین محمد مولویچگونه برنپرد جان چو از جناب جلالخطاب لطف چو شکر به جان رسد که تعال
