جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۰۴۳ نتیجه برای «سد» · صفحهٔ ۲۳۲ از ۴۲۱
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۹ جلال الدین محمد مولویلب بگشا و مشکلم حل کن و شاد کن دلمکآخر تا کجا رسد پنج و شش قمار من
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۳ جلال الدین محمد مولویگلبن روی غیبیان چون برسد بدیدهایاز گل سرخ پر شود بیچمنی کنار جان
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۵ جلال الدین محمد مولویباده ده و نهان بده از ره عقل و جان بدهتا نرسد به هر کسی عشرت و کار و بار من
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۷ جلال الدین محمد مولوییا رب من بدانمیهیچ به یار می رسددود من و نفیر من یارب و زینهار من
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۶ جلال الدین محمد مولویشناسد جان مجنونان که این جان است قشر جانبباید بهر این دانش ز دانش در جنون رفتن
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۳ جلال الدین محمد مولویاز نفخ تو می روید پر ملاء الاعلیوز شرق تو می تفسد پشت فلک عنین
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۱ جلال الدین محمد مولویتا بو که رسد قدم بدان جاتا رسته شود ز خویش و مادون
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۸ جلال الدین محمد مولویچون درختِ سِدْره، بیخآورشو از «لا رَیْبَ فیه»
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۰ جلال الدین محمد مولویای خوش آوازی که آوازت به هر دل می رسدشرح کن این را که گوهرهای آن دریاست این
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۴ جلال الدین محمد مولویگر کسی پرسد کیانید ای سراندازان شماهین بگوییدش که جان جان جان ای عاشقان
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۵ جلال الدین محمد مولوینیک بنگر در رخ من در فراق جان جانبی دل و جان می نویسد گرچه در انشی است آن
- غزل شمارهٔ ۲۰۶۶ جلال الدین محمد مولویعقل همه عاقلان خیره شود چون رسدلیلی و مجنون من ویسه و رامین من
