جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۰۴۳ نتیجه برای «سد» · صفحهٔ ۲۳۶ از ۴۲۱
- غزل شمارهٔ ۲۸۴۷ جلال الدین محمد مولویچو فرشتگان گردون به تو تشنهاند و عاشقرسدت ز نازنینی که سر بشر نداری
- غزل شمارهٔ ۲۸۵۲ جلال الدین محمد مولویچه سماعهاست در جان چه قرابههای ریزانکه به گوش میرسد زان دف و بربط و اغانی
- غزل شمارهٔ ۲۸۷۷ جلال الدین محمد مولویقصر شکری که به تو هر کی رسد شکر کندسقف صبری تو که از بار گران میلرزی
- غزل شمارهٔ ۲۸۹۶ جلال الدین محمد مولویامشب ای دلدار خواب آلود منخواب را رانی ز نرگسدان بلی
- غزل شمارهٔ ۲۹۳۴ جلال الدین محمد مولوینازت رسد ازیرا زیبا و نازنینیکبرت رسدهمی زان چون از کبار گشتی
- غزل شمارهٔ ۲۹۴۰ جلال الدین محمد مولویتا یار زنده باشد کوهی کنی تو سدشچون در غمش بکشتی در غار میکشانی
- غزل شمارهٔ ۳۰۱۲ جلال الدین محمد مولویهین دل خود را تمام در کف دلبر سپارتا که نپوسد دلت در حسد و کینهای
- غزل شمارهٔ ۳۰۱۸ جلال الدین محمد مولویخار شد این جان و دل در حسد آینهکو چو گلستان شدهست از نظر عبهری
- غزل شمارهٔ ۳۰۲۲ جلال الدین محمد مولویکی بشود این وجود پاک ز بیگانگانتا نرسد خلعتی دولت صدمردهای
- غزل شمارهٔ ۳۰۳۴ جلال الدین محمد مولویمیرسد ای جان باد بهاریتا سوی گلشن دست برآری
- غزل شمارهٔ ۳۰۶۰ جلال الدین محمد مولویکسی که دیده به صنع لطیف او خو دادنترسد ار چه فتد در دهان صد افعی
- غزل شمارهٔ ۳۰۷۹ جلال الدین محمد مولویهزار عقل ببندی به هم بدو نرسدکجا رسد به مه چرخ دست یا پایی
