جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۴۳۱ نتیجه برای «دلم» با فیلتر مولانا · صفحهٔ ۲۴ از ۳۶
- بخش ۷۱ - شکایت قاضی از آفت قضا و جواب گفتن نایب او را جلال الدین محمد مولویچاشنیگیر دلم شد با فروغراست را داند حقیقت از دروغ
- غزل شمارهٔ ۱۶۹ جلال الدین محمد مولویغیرتت لب بگزید و به دلم گفت خموشدل من تن زد و بنشست و بیفکند لوا
- غزل شمارهٔ ۲۰۷ جلال الدین محمد مولویگوهر معنی اوست پر شده جان و دلماوست
- غزل شمارهٔ ۲۶۱ جلال الدین محمد مولویاسباب عشرت راست شد هر چه دلم میخواست شدفالوقت سیف قاطع لا تفتکر فیما مضی
- غزل شمارهٔ ۳۲۵ جلال الدین محمد مولویدلم با خویشتن آمد شکایت را رها کردمهزاران جان همیبخشد چه شد گر خصم یک جانست
- غزل شمارهٔ ۳۳۰ جلال الدین محمد مولویجامی که برد از دلم آزار به من دادآن لحظه که آن یار کم آزار مرا یافت
- غزل شمارهٔ ۳۴۲ جلال الدین محمد مولویخمش کن خواجه لاغ پار کم گودلم پارهست و لاغ پار اینست
- غزل شمارهٔ ۳۵۸ جلال الدین محمد مولویدلم از مهر در ماتم نشستهستعجب در مهر دل دلدار چونست
- غزل شمارهٔ ۴۰۵ جلال الدین محمد مولوینبود جان و دلم را ز تو سیری و ملولینبود هیچ کسی را ز دل و دیده سآمت
- غزل شمارهٔ ۴۵۰ جلال الدین محمد مولویدر روزن دلم نظری کن چو آفتابتا آسمان نگوید کان ماه بیوفاست
- غزل شمارهٔ ۴۸۵ جلال الدین محمد مولویبه گرد خویش برآید دلم که جرمم چیستاز آنک هر سببی با نتیجه مقرونست
- غزل شمارهٔ ۴۸۶ جلال الدین محمد مولویبه هر غزل که ستایم تو را ز پردهٔ شعردلم ز پرده ستاید هزار چندانت
