جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۸۵۵ نتیجه برای «گه» · صفحهٔ ۲۴۲ از ۷۳۸
- غزل شمارهٔ ۳۰۶۲ جلال الدین محمد مولویوگر چو ابر تو حامل شدی از آن دریاچرا چو ابر زمین را پر از گهر نکنی
- غزل شمارهٔ ۳۰۶۷ جلال الدین محمد مولویفقیر و عارف و درویش وانگهی هشیارمجاز بود چنین نامها تو پنداری
- غزل شمارهٔ ۳۰۷۰ جلال الدین محمد مولویچو غیر گوهر معشوق گوهری دانیتو را گهر نپذیرد ازانک بدگهری
- غزل شمارهٔ ۳۰۷۲ جلال الدین محمد مولویبدان رخی بنگر کو نمک ز حق داردبود که ناگه از آن رخ تو دولتی ببری
- غزل شمارهٔ ۳۰۸۳ جلال الدین محمد مولویبیا بیا و بیاموز بنده خود راکه در امامت و تعلیم و آگهی فردی
- غزل شمارهٔ ۳۰۸۷ جلال الدین محمد مولویغلط تو هم نتوانی نگاه داشت مراعجب ز شمع تو پروانه را نگه داری
- غزل شمارهٔ ۳۰۹۰ جلال الدین محمد مولویگهی چو عیسی مریم طبیب جان گردیگهی چو موسی عمران روی شبان باشی
- غزل شمارهٔ ۳۰۹۶ جلال الدین محمد مولویز بامداد دلم میجهد به سوداییز بامداد پگه میزند یکی رایی
- غزل شمارهٔ ۳۱۰۷ جلال الدین محمد مولویتنش چو روی مقدس بری ز کسوت جسمچو عقل و جان گهردار، وز غرض عاری
- غزل شمارهٔ ۳۱۲۳ جلال الدین محمد مولویوگر همچو خورشید ناگه بتابیبدین آب هر رهگذر را ببندی
- غزل شمارهٔ ۳۱۳۹ جلال الدین محمد مولویصنما خرگه توم که بسازی و برکنیقلمیام به دست تو که تراشی و بشکنی
- غزل شمارهٔ ۳۱۷۶ جلال الدین محمد مولویکردم با کان گهر آشتیکردم با قرص قمر آشتی
