جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷٬۳۳۲ نتیجه برای «چند» · صفحهٔ ۲۴۹ از ۶۱۱
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۱ ناصرخسرو قبادیانیزین چاه همی برآمدت بایدتا چند بوی تو بی گنه چاهی؟
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۵ ناصرخسرو قبادیانیجهانا چه در خورد و بایستهای!وگر چند با کس نپایستهای
- بخش ۱۸ - سروج، فرات، منبج، حلب ناصرخسرو قبادیانیاز میافارقین تا حلب صد فرسنگ باشد. حلب را شهر نیکو دیدم، بارهای عظیم دارد، ارتفاعش بیست و پنج ارش قیاس کردم، و قلعهای عظیم همه بر سنگ نهاده، به قیاس چند بلخ باشد، همه آبادان و بناها بر سر هم نهاده.
- بخش ۶۸ - اعراب بدوی و خوراک ایشان ناصرخسرو قبادیانی… ند، کوهها بود هریک چون گنبدی که من در هیچ ولایتی مثل آن ندیدم. بلندی چندان نی که تیر به آن جا نرسد و چون تخممرغ املس و صلب که هیچ شقی و ناهمواری بر آن نمینمود. و از آنجا بگذشتیم. چون همراهان ما سوسماری میدیدند میکشت …
- بخش ۹۷ - پس از طبس ناصرخسرو قبادیانی… وقتی ما از تون به گنابد میرفتی دزدان بیرون آمدند و بر ما غلبه کردند. چند نفر از بیم خود را در چاه کاریز افکندند بعد از آن از آن جماعت یکی را پدری مشفق بود بیامد و یکی را به مزد گرفت و در آن چاه گذاشت تا پسر او را بیرون …
- شمارهٔ ۸ - در مدح خاقانی شروانیبه چند وجه مرا هم پناه و هم پدر استکه حق پناه کند از فنا زمانش را
- شمارهٔ ۵۶ - قصیده خاقانی شروانیمرد از پی سی سال گذر کرد بر آنجایبرداشت همان موی و بخندید بر آن چند
- شمارهٔ ۷۶ - در شکایت از زندان خاقانی شروانیچون به نیکیم شرمسار نکردبه بدی چند شرمسار کند
- شمارهٔ ۹۵ - در رثاء امام ابو عمر و اسعد خاقانی شروانیخاطرم وصف او نداند گفتگرچه هر چند گاه میگوید
- شمارهٔ ۱۰۱ - مطلع دوم خاقانی شروانییک چند چون سلیمان ماهی گرفت و اکنونچون موسی از شبانی گشتش بره مسخر
- غزل شمارهٔ ۲۰۹ خاقانی شروانیکلبهٔ قصاب چند آرد برونسرخ زنبوران خون آشام خویش
- غزل شمارهٔ ۲۱۱ خاقانی شروانیچند ازین دوران که هستند این خدا دوران در اوشاید ار دامن ز دوران درکشم هر صبحدم
