جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۴۴۳ نتیجه برای «غم» · صفحهٔ ۲۵۵ از ۷۰۴
- غزل شمارهٔ ۶۱۷ سعدی شیرازیغم دل به کس نگویم که بگفت رنگ رویمتو به صورتم نگه کن که سرایرم بدانی
- بخش ۲۸ - حکایت ذوالنون مصری سعدی شیرازیکه گر خاک شد سعدی، او را چه غم؟که در زندگی خاک بودهست هم
- بخش ۲۳ - گفتار اندر پروردن فرزندان سعدی شیرازیهر آن کس که فرزند را غم نخورددگر کس غمش خورد و بدنام کرد
- بخش ۱۰ - حکایت ملک روم با دانشمند سعدی شیرازیچه تدبیر سازم، چه درمان کنم؟که از غم بفرسود جان در تنم
- بخش ۳۰ - حکایت درویش صادق و پادشاه بیدادگر سعدی شیرازیمرا بار غم بر دل ریش نیستکه دنیا همین ساعتی بیش نیست
- بخش ۲۶ - حکایت سعدی شیرازیغم جمله خور در هوای یکیمراعات صد کن برای یکی
- بخش ۵ - حکایت در شناختن دوست و دشمن را سعدی شیرازیدر آن تخت و ملک از خلل غم بودکه تدبیر شاه از شبان کم بود
- بخش ۱ - سر آغاز سعدی شیرازیغم خویش در زندگی خور که خویشبه مرده نپردازد از حرص خویش
- بخش ۳ - حکایت سعدی شیرازیز سودای آن پوشم و این خورمنپرداختم تا غم دین خورم
- بخش ۱۳ - حکایت در معنی رحمت با ناتوانان در حال توانایی سعدی شیرازیمن از بینوایی نِیَم رویْ زردغمِ بینوایان، رُخَم زرد کرد
- غزل شمارهٔ ۱۱ جلال الدین محمد مولویای طوطی عیسی نفس وی بلبل شیرین نواهین زُهره را کالیوه کن زان نغمههای جانفزا
- غزل شمارهٔ ۱۴ جلال الدین محمد مولویگر سیلِ عالم پر شود، هر موج چون اشتر شودمرغان آبی را چه غم، تا غم خورد مرغِ هوا
