جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۹۵۴ نتیجه برای «آتش» · صفحهٔ ۲۵۶ از ۵۸۰
- غزل شمارهٔ ۲۰۵۸ جلال الدین محمد مولویسینهٔ خود باز کن روزن دل دَرنِگرکآتشِ تو شعله زَد نی خبرِ دی است آن
- غزل شمارهٔ ۲۰۷۶ جلال الدین محمد مولویولی چه سود که کار بتان همین باشدمگو به شعله آتش هلا زبانه مکن
- غزل شمارهٔ ۲۰۸۴ جلال الدین محمد مولویکه غرق آبم و آتش ز موج دیده و دلمرا چه چاره؟ نوشت او که چارهٔ تو همین
- غزل شمارهٔ ۲۱۰۸ جلال الدین محمد مولویای خنک آن را که سرش گرم شدز آتش روی چو تو شیرین ذقن
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۰ جلال الدین محمد مولویمطبخ توست آسمان مطبخیانت اخترانآتش و آب ملک تو خلق همه عیال تو
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۵ جلال الدین محمد مولویهیچ نمیرد آتشی ز آتش دیگر ای پسرای دل من ز عشق خون، خون مرا به خون مشو
- غزل شمارهٔ ۲۱۷۱ جلال الدین محمد مولویسری است سمندر را ز آتش بنمی سوزدجانی است قلندر را نادرتر از آن برگو
- غزل شمارهٔ ۲۱۷۷ جلال الدین محمد مولویاز آب و آتش و از باد این خاکسبکتر شد چو برد از وی وقار او
- غزل شمارهٔ ۲۱۹۵ جلال الدین محمد مولویخار ایمن گشت ز آتش در پناه لطف گلتو گلی من خار تو در گلستان بیمن مرو
- غزل شمارهٔ ۲۲۰۴ جلال الدین محمد مولویچون خلیلی هیچ از آتش مترس ایمن برومن ز آتش صد گلستانت کنم نیکو شنو
- غزل شمارهٔ ۲۲۷۸ جلال الدین محمد مولویآمد به مکر آن لعل لب کفچه به کف آتش طلبتا خود که را سوزد عجب آن یار تنها آمده
- غزل شمارهٔ ۲۳۰۷ جلال الدین محمد مولویای نقره باحرمت در کوره این مدتآتش کندت خدمت اندر شرر روزه
