جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷٬۷۶۱ نتیجه برای «آمد» · صفحهٔ ۲۶۰ از ۶۴۷
- غزل شمارهٔ ۱۵۲ جلال الدین محمد مولویدوش آن جانان ما افتان و خیزان یک قبامست آمد با یکی جامی پر از صرف صفا
- غزل شمارهٔ ۱۵۵ جلال الدین محمد مولویعقل آواره شده دوش آمد و حلقه بزدمن بگفتم کیست بر در باز کن در اندرآ
- غزل شمارهٔ ۷۲۹ جلال الدین محمد مولویخار و گل پیشش یکی آمد که او از نوک خاربر یکی کس خار و بر دیگر کسی بستان کند
- غزل شمارهٔ ۸۶۳ جلال الدین محمد مولویآن خاک تیره تا نشد از خویشتن فنانی در فزایش آمد و نی رست از رکود
- غزل شمارهٔ ۹۰۹ جلال الدین محمد مولویز بیچگونه و چون آمد این چگونه و چونکه صد هزار بلی گو خود او زلا سازد
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۱ جلال الدین محمد مولویکفر و اسلام کنون آمد و عشق از ازلستکافری را که کشد عشق ز کفار مگیر
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۸ جلال الدین محمد مولویاز این غم ار چه ترش روست مژدهها بشنوکه گر شبی سحر آمد وگر خماری مل
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۳ جلال الدین محمد مولویمُرده بُدم زنده شدم، گریه بُدم خنده شدمدولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۳ جلال الدین محمد مولویمن آنم کز خیالاتش تراشنده وثن باشمچو هنگام وصال آمد بتان را بت شکن باشم
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۹ جلال الدین محمد مولویباده آمد که مرا بیهده بر باد دهدساقی آمد به خرابی تن معمورم
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۹ جلال الدین محمد مولویزین چرخ دولابی تو را، آمد گران خوابی تو رافریاد از این عمر سبک، زنهار از این خواب گران
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۸ جلال الدین محمد مولویبر ظاهر دریا کی بینی خورش ماهیکان آب تتق آمد بر عیش کنان ای جان
