جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۹۶۴ نتیجه برای «زیر» · صفحهٔ ۲۶۲ از ۴۹۷
- چهل و دوم جلال الدین محمد مولویشاگرد ماه من شو، زیر لواش میروتا وارهی ز تلوین، در عصمت خدایی »
- بخش ۴۴ - ترک کردن آن مرد ناصح بعد از مبالغهٔ پند مغرور خرس را جلال الدین محمد مولویآن مسلمان ترک ابله کرد و تفتزیر لب لاحول گویان باز رفت
- بخش ۲۵ - کلوخ انداختن تشنه از سر دیوار در جوی آب جلال الدین محمد مولویابروان چون پالدُم زیر آمدهچشم را نم آمده تاری شده
- بیست و هفتم جلال الدین محمد مولویهرچند به زیر کوه غم مانداندیشهٔ تست یار غارش
- فصل پنجاه و ششم - اکملالدّین گفت مولانا را عاشقم جلال الدین محمد مولوی… ر خاک بود یا در آب بود که اگر در او باد نبودی آتش را به او کار نبودی، زیرا که باد علفِ آتش است و حیاتِ آتش است. نمیبینی که به نفخ زنده میشود اگرچه چوب در آب و خاک باشد باد در او کامِن است اگر باد درو کامن نبودی بر روی …
- بخش ۱۴ - رد کردن معشوقه عذر عاشق را و تلبیس او را در روی او مالیدن جلال الدین محمد مولویای دریغا رهزنان بنشستهاندصد گره زیر زبانم بستهاند
- بخش ۱۶۰ - وصف ضعیف دلی و سستی صوفی سایه پرورد مجاهده ناکرده درد و داغ عشق ناچشیده به سجده و دستبوس عام و به حرمت نظر کردن و بانگشت نمودن ایشان کی امروز در زمانه صوفی اوست غره شده و بوهم بیمار شده همچون آن معلم کی کودکان گفتند کی رنجوری و با این وهم کی من مجاهدم مرا درین ره پهلوان میدانند با غازیان به غزا رفته کی به ظاهر نیز هنر بنمایم در جهاد اکبر مستثناام جهاد اصغر خود پیش من چه محل دارد خیال شیر دیده و دلیریها کرده و مست این دلیری شده و روی به بیشه نهاده به قصد شیر و شیر به زبان حال گفته کی کلا سوف تعلمون ثم کلا سوف تعلمون جلال الدین محمد مولویگبر میخایید با دندان گلوشصوفی افتاده به زیر و رفته هوش
- بخش ۱۹ - مثل جلال الدین محمد مولویخود قضا بر سبلت آن حیلهمندزیر لب میکرد هر دم ریشخند
- بخش ۲ - قصهٔ خورندگان پیلبچه از حرص و ترک نصیحت ناصح جلال الدین محمد مولویورنه کی کردی به یک چوبی هنرموسییی، فرعون را زیر و زِبَر؟
- بخش ۱۰۲ - مشورت کردن فرعون با ایسیه در ایمان آوردن به موسی علیهالسلام جلال الدین محمد مولویاین سخن در گوش خورشید ار شدیسرنگون بر بوی این زیر آمدی
- بخش ۱۴۸ - آمدن مهمان پیش یوسف علیهالسلام و تقاضا کردن یوسف علیهالسلام ازو تحفه و ارمغان جلال الدین محمد مولویگندمی را زیر خاک انداختندپس ز خاکش خوشهها بر ساختند
- بخش ۱۳۳ - حکایت آن زن پلیدکار کی شوهر را گفت کی آن خیالات از سر امرودبُن مینماید ترا کی چنینها نماید چشم آدمی را سر آن امرودبن از سر امرودبن فرود آی تا آن خیالها برود و اگر کسی گوید کی آنچ آن مرد میدید خیال نبود و جواب این مثالیست نه مثل در مثال همین قدر بس بود کی اگر بر سر امرودبن نرفتی هرگز آنها ندیدی خواه خیال خواه حقیقت جلال الدین محمد مولویتو به زیر او چو زن بغنودهایای فلان تو خود مخنّث بودهای
