جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱٬۱۹۴ نتیجه برای «چند» با فیلتر عطار · صفحهٔ ۲۸ از ۱۰۰
- حکایت ذالنون که چهل مرقع پوش را که جان داده بودند دید عطار نیشابوریگفتم آخر این چه کارست ای خدایسروران را چند اندازی ز پای
- بخش ۷ - الحكایة و التمثیل عطار نیشابوریای رکوعی نانمازی چند ازیننیست این کار مجازی چند ازین
- بخش ۵۷ - در مباح شدن حوّا بر آدم و عقد و نکاح بستن ایشان بصد بار صلواة فرماید عطار نیشابوریخطاب آمد که آدم چندگوئیدرون بنموده رویم چند جوئی
- (۷) حکایت پادشاه و انگشتری عطار نیشابوریحکیمان زو امان جُستند یکچندنشستند آن بزرگان خردمند
- (۱۰) حکایت روباه که در دام افتاد عطار نیشابورینزد دم تا که آهن درفکندندبسختی چند دندانش بکندند
- حکایت بندهای که با خلعت شاه گرد راه از خود پاک کرد و بردارش کردند عطار نیشابوریمن ندارم خویش را در بند هیچبرفشانم جمله چند از بند هیچ
- (۵) حکایت سلطان محمود و گازر عطار نیشابوریکشیده پشتهٔ کرباس دربندبدو گفت این همه کرباس را چند
- بخش ۵ - الحكایة و التمثیل عطار نیشابوریتا بسازد کار من یکبارگیچند خواهم بود در بیچارگی
- بخش ۹ - الحکایه و التمثیل عطار نیشابوریچو برخاک افتد از عمری نپیچینیابی جز سفالی چند هیچی
- (۵) حکایت نوشروان عادل با پیر بازیار عطار نیشابوریدرختی چند میبنشاند آن پیرشهش گفتا چو کردی موی چون شیر
- حکایت شیخ بوبکر نشابوری که خرش بر لاف زدن او بادی رها کرد عطار نیشابوریگفت چندانی که میکردم نگاهبود از اصحاب من بگرفته راه
- حکایت پادشاه هندوان که اسیر محمود گشت و مسلمان شد عطار نیشابوریتو شهی، نوحه مکن بر خویش ازینچند گریی، نیزمگری بیش ازین
