جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۰٬۰۰۹ نتیجه برای «صد» · صفحهٔ ۲۸۲ از ۸۳۵
- غزل شمارهٔ ۸۳ جلال الدین محمد مولویصد شهر خبر رفته کای مردم آشفته !بیدار شد آن خفته تا روز مشین از پا
- غزل شمارهٔ ۹۸ جلال الدین محمد مولویخواهی که بگویم بده آن جام صبوحیتا چرخ به رقص آید و صد زهره زهرا
- غزل شمارهٔ ۱۰۱ جلال الدین محمد مولویفروبُرّیم دست دزد غم راکه دزدیدهست عقل صد زبون را
- غزل شمارهٔ ۱۱۹ جلال الدین محمد مولویصد مادر و صد پدر نداردآن مِهر که مِی بجوشد آنجا
- غزل شمارهٔ ۱۲۶ جلال الدین محمد مولویچون صد منزل از این گذشتنداین چون گویم مر آن کسان را
- غزل شمارهٔ ۱۳۱ جلال الدین محمد مولویلیک اندر محو هستیشان یکی صد گشته بودهست محو و محو هست آنجا بدید آمد مرا
- غزل شمارهٔ ۱۳۴ جلال الدین محمد مولویزان میی کاندر جبل انداخت صد رقص الجملزان میی کاو روشنی بخشد دل مردود را
- غزل شمارهٔ ۱۳۸ جلال الدین محمد مولویصد هزاران جان فدا شد از پی باده الستعقل گوید کان میام در سر مبادا بیشما
- غزل شمارهٔ ۱۵۰ جلال الدین محمد مولویصد هزاران همچو ما در حسن او حیران شودکاندر آن جا گم شود جان و دل حیران ما
- غزل شمارهٔ ۱۵۸ جلال الدین محمد مولویپس از آن سوی عدم بدتر از این از صد عدماین عدمها بر مراتب بود همچون که بقا
- غزل شمارهٔ ۱۶۲ جلال الدین محمد مولویمنگر رنج و بلا را بنگر عشق و ولا رامنگر جور و جفا را بنگر صد نگران را
- غزل شمارهٔ ۱۷۰ جلال الدین محمد مولوییک ولی کی خوانمت که صد هزاراولیایی اولیایی اولیا
