جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۰۴۳ نتیجه برای «سد» · صفحهٔ ۳۰۸ از ۴۲۱
- شمارهٔ ۲۰۵ - در حال بیماری به اشتیاق خراسان خاقانی شروانینه نه تا حکم ز سلطان چه رسدتا به فرمان شوم انشاء الله
- غزل شمارهٔ ۲۱۰ خاقانی شروانیمنم از گل به گلین رطل خورم گلگون میکو برم جام زر ایمه که نه نرگسدانم
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸ - قصیده وحشی بافقیتوسن قدر تو زان سوی فلک تا بجهدسدرهاش رایض اندیشه کند میخ جدار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲ - در ستایش پیغمبر اکرم«ص» وحشی بافقیکجا به ملک کمال تو پای عقل رسدکه عالمیست از آنسوی کشور ادراک
- در هجو کیدی وحشی بافقیاینک از بافق میرسد اسبابدو سه گز ریسمان ولی پُر تاب
- بخش ۱۸ - در معنی اینکه در زمانه انحطاط تقلید از اجتهاد اولی تر است اقبال لاهوریفکر شان ریسد همی باریک ترورعشان با مصطفی نزدیک تر
- بخش ۶ - در بیان اینکه خودی از سؤال ضعیف میگردد اقبال لاهوریماه را روزی رسد از خوان مهرداغ بر دل دارد از احسان مهر
- بخش ۳۳ - فلک مریخ اهل مریخ اقبال لاهوریچون کسی را میرسد روز فراقچست تر می گردد از سوز فراق
- بخش ۵۵ - صحبت با شاعر هندی برتری هری اقبال لاهوریسجده بی ذوق عمل خشک و بجائی نرسدزندگانی همه کردار ، چه زیبا و چه زشت
- حکایت شمارهٔ ۳ سعدی شیرازیبرادران حسد بردند و زهر در طعامش کردند. خواهر از غرفه بدید دریچه بر هم زد، پسر دریافت و دست از طعام کشید و گفت: محالست که هنرمندان بمیرند و بیهنران جای ایشان بگیرند.
- حکایت شمارهٔ ۴ سعدی شیرازیگر دست رسد که آستینش گیرمور نه، بروم بر آستانش میرم
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ - در ستایش شمسالدین حسین علکانی سعدی شیرازیهر که بر خود نشناسد کرم بارخدایدولتش دیر نماند که کفورست و کنود
