جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۳۳۱ از ۱٬۶۳۸
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۹ جلال الدین محمد مولویگفتم دوش عشق را ای تو قرین و یار منهیچ مباش یک نفس غایب از این کنار من
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۵ جلال الدین محمد مولویخواهی تو دو عالم را همکاسه و هم یاسهآن کحل اناالله را در عین دو عالم زن
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۶ جلال الدین محمد مولویبی جا شو در وحدت در عین فنا جا کنهر سر که دوی دارد در گردن ترسا کن
- غزل شمارهٔ ۱۹۱۷ جلال الدین محمد مولویچو می برند شاخی را ز دو نیمبلرزد شاخ دیگر را دل از بیم
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۱ جلال الدین محمد مولویعشق مجنون و عقل عاقلامروز شدند هر دو مجنون
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۲ جلال الدین محمد مولویای دوست که زهره نیست جان راتا از تو نشان دهد به تعیین
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۰ جلال الدین محمد مولویاین امان هر دو عالم وین پناه هر دو کوندستگیر روز سخت و کافل فرداست این
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۹ جلال الدین محمد مولویفخر کرده من بر او صد بار پیدا و نهانبوده ما را از عزیزی با دو دیده مقترن
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۵ جلال الدین محمد مولویعشق شمس الدین است یا نور کف موسی است آناین خیال شمس دین یا خود دو صد عیسی است آن
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۶ جلال الدین محمد مولویچو غلام توست دولت نکشد ز امر تو سربه میان ما و دولت ملکا سفارتی کن
- غزل شمارهٔ ۲۰۲۸ جلال الدین محمد مولویگفتم سر من ای جان نعلین توست لیکنقانع شو ای دو دیده این بار تا به گردن
- غزل شمارهٔ ۲۰۲۹ جلال الدین محمد مولویآمد تو را فتوحی روحی چگونه روحیکاو چون خیال داند در دیدهها دویدن
