جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۳۳۲ از ۱٬۶۳۸
- غزل شمارهٔ ۲۰۴۳ جلال الدین محمد مولویدیدی چه گفت بهمن هیزم بنه چو خرمنگر دی نکرد سرما سرمای هر دو بر من
- غزل شمارهٔ ۲۰۵۸ جلال الدین محمد مولویمُفْخَرِ تبریزیان! شمسِ حق! ای پیش توطاق و طُرُنب دو کُوْنِ طفلی و بازی است آن
- غزل شمارهٔ ۲۰۹۸ جلال الدین محمد مولویچه سپاس ار دو نان دهد به طبیبی که جان دهدچو بزارد که ای طبیب ز بیمار یاد کن
- غزل شمارهٔ ۲۱۰۸ جلال الدین محمد مولویخیز ببند آن در اما چه سودقارع در گشت دو صد درشکن
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۵ جلال الدین محمد مولویدور مکن سایه خود از سرمباز مکن سلسله از پای من
- غزل شمارهٔ ۲۱۲۱ جلال الدین محمد مولویگر تو بدوی ور تو بپریز این دلبر جان ،خود جان نبری
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۴ جلال الدین محمد مولویکار جهان هر چه شود کار تو کو بار تو کوگر دو جهان بتکده شد آن بت عیار تو کو
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۲ جلال الدین محمد مولویسخت خوش است چشم تو و آن رخ گلفشان تودوش چه خوردهای دلا راست بگو به جان تو
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۵ جلال الدین محمد مولویکی ز جهان برون شود جزو جهان هله بگوکی برهد ز آب نم چون بجهد یکی ز دو
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۸ جلال الدین محمد مولویدر دل من نهادهای آنچ دلم گشادهایاز دو هزار یک بود آنچ کنم به جای تو
- غزل شمارهٔ ۲۱۷۵ جلال الدین محمد مولویهر چند که استادی داد دو جهان دادیدر دست که افتادی زان طرفه خبر برگو
- غزل شمارهٔ ۲۲۰۴ جلال الدین محمد مولویگر دو صد خانه کنی زنبوروار و مورواربیکس و بیخان و بیمانت کنم نیکو شنو
